ادبی/ هر صبح!…

در سر من .

هر صبح!
کهن ترین طراوت را
چون خونی تازه،
در رگ های وجودم دوانده ام
و سرشار از نشاط شده ام.
هر صبح آفتاب را به مهمانی پلک هایم برده ام،
و فضای خانه را از عطر خنده های تو آکنده ام.
اکنون هم، آغازی دوباره است
امروز هم یکی از همان
روزهای خوب خداوند است.
بلند شو؛ یا علی بگو
و در رودخانه زندگی جاری شو.
روزتون سرشار از عشق و امید.
پایگاه ممتی = پایگاه دوستی

عکس از: رسول نظری محمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>