اصفهان: پایگاه ممتی، نایین/ دلنوشته…

کاش دستهایمان گره گشا بود

%da%a9%d8%a7%d8%b4-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%af%d8%b1%d9%87-%da%af%d8%b4%d8%a7-%d8%a8%d9%88%d8%af

مردم ایران شهره به عشق اهل بیت و خاندان عصمت و طهارتند و با وجود همه سختگیری های زندگی و شرایط دشوار زندگی اجتماعی و اقتصادی که گاه کلافه شان میکند اما هنوز خیلی هایشان شوق و شور خدمت در مراسم های مذهبی نظیر محرم و صفر را دارند و هنوز متوسل شدن به دامان ایمه و نذر کردن برای رفع بلایا و مشکلات بخش لاینفکی از اعتقادات مردم ماست.و این حلقه ای است که سالهاست به زندگی مردم این سرزمین گره خورده و در جانشان ریشه دوانده و با هیچ ژست روشنفکرانه ای پیپ به دست و عینک به چشمی نمیشود منکر و مانعش شد. همین می شود که از چندین روز مانده به محرم پیر و جوان مهیای سیاهپوش کردن شهر و دیار و کوچه و خیابان می شوند و در دهه محرم تکیه ها و هییت های عزاداری شور و شوق خاصی میگیرد و هر کس میخواهد به نوعی سهیم باشد در عزای سالار شهیدان…

یکی از سنتهای قدیمی این ایام تهیه و توزیع نذورات مختلف است که عمدتا در پی برآورده شدن حاجتی اجرا می شود و ریشه اش به کهولت فرهنگ و تمدن سرزمین ماست. و از قدیم الایام بوده و هنوز هم هست.هرکس به تناسب وسع و علاقه اش …و در این دهه به اوج میرسد آنقدر که پا به هر کوچه و خیابانی که میگذری بساط چای و شربت و شیر و انواع غذاهای نذری برپاست .و مردم با شور و ولعی خاص حتی به صف می ایستند تا حتی شده لقمه ای از غذای نذری را به تبرک تناول کنند. و نذری دهنده حس خاص و ناب سبکی و آرامش پیدا میکند بعد از ادای دینش…تا اینجایش کاری حسنه و سنتی نیکوست و واسطه توسل و توکل برای رفع مشکلات و حوائج…

اما آنچه در پی این سنت حسنه مرسوم شده اسراف و تبذیری است که روز به روز دارد شکل ناخوشایندتری به خود میگیرد و دیگر نذری دادن از شکل معنوی اش خارج شده و جنبه تشریفاتی و خودنمایی و چشم و هم چشمی به خود گرفته..چون همسایه ام نذری فلان غذا را می دهد من باید غذای بهتر و خوش آب و رنگ تری تهیه کنم که کم نیاورم! چون فلان فامیل در ظرفهای فلان رنگ نذری اش را توزیع کرده من باید ظرف زیباتری تهیه کنم و به چشم بیایم و…..

و بخش دردناک تر داستان اینکه هر ساله به مناسبتهای مختلف مخصوصا همین ایام محرم هزاران هزار نذری با هزینه های گزاف تهیه و بین مردمی توزیع می شود که خیلی هایشان نه نیازمندند و نه گرسنه! و چه بسیار فقرا و واجب الزکات هایی که لابه لای بوی مدهوش کننده نذورات مختلف از گرسنگی به خود میپیچند و کسی درب خانه هایشان را به دادن ظرفی غذای نذری نمیزند..چه بسیار کودکانی که سال به سال رنگ غذایی گرم را به سفره خود نمیبینند و دراین ایام هم از موهبت و معنویت لقمه ای نان محرومند چرا که من و تو ظرفهای غذای نذریمان را سوار بر خودروی آنچنانی مان به خانه اقوام و خویشان و دوستانی میبریم که اگر از خودمان مرفه تر نباشند در حد مایند و نیازی به این غذای نذری ندارند و غافلیم که در همین نزدیکی ..یک نفر در آب دارد می سپارد جان!

کاش مردم خوب سرزمینم به این درجه از آگاهی میرسیدند که نذوراتشان را به جای یک دهه خاص در کل ایام سال و به جای پخش کردن بین خانواده و بستگان متمول خود به دست نیازمندان میرساندند.کاش میشد همان دیگ برنج و حلیم و آش را سوار ماشینی کنیم و ببریم به یکی از محلات دورافتاده به یکی از کوره پز خانه های اطراف شهر..به یکی از روستاهایی که حتی مردمش برق و آب ندارند و از ابتدایی ترین امکانات زندگی محرومند..کاش میشد لذت ادای نذر را با سیر کردن شکم کودکانی که خیلی وقت است طعم خوش غذای گرم را از یاد برده اند حس کنیم و آن وقت شب با آرامش سر بر بالین بگذاریم…

کاش میشد دلهایمان کمی سخاوتمند شود …کاش دستهایمان گره گشاتر می شد…

نوشته شده در روز شنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٥ : توسط : یک دوست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>