اصفهان: پایگاه ممتی، نایین/ کاش حسینی باشیم نه متولی حسینیه ها…

کاش حسینی باشیم نه متولی حسینیه ها

%da%a9%d8%a7%d8%b4-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d8%af%db%8c%d9%85

کوچه ها سیاهپوش و تکیه های عزا که برپا میشود، بوی اسپند و کندر که راه میفتد خبر از فرا رسیدن ایامی می دهد که آغشته به نوای محزون شهادت خون خداست.شهادتی که سیاه نیست و سرخ است. شهادتی که از سر عجز نیست که از سر عزت و توانمندی است و به خاک افتادن نیست که از خاک به اوج رسیدن است.

محرم، هنگامه عروج مردی است که جان و مال و خاندانش را با همه وجود تقدیم ایستادگی و حقانیت دینی می کند که باورش دارد.جانی را که می تواند در رفاه و راحتی بیعت با حاکم جور بگذارد میدهد تا ستون های اسلام حفظ شود. می میرد اما دست دوستی به سوی کسی که می خواهد دین و خدایش را با زر و زیور بخرد دراز نمی کند.

و آیا محرم و عزاداری که ما با همه شور برپا می کنیم نیز از چنین رسالتی آگاه است؟ آیا همه جوانانی که از هفته ها قبل با شوق و ذوق در کوچه ها و خیابانها به برپا کردن علم و کتل و تکیه مشغولند هم می دانند حسین که بود و چه کرد؟ آیا همان موسپید کرده های دنیا دیده ای که از یک ماه قبل دیگ های نذری را آماده کرده و کیسه های برنج و گوسفندهای پروارشان را قطار کرده اند تا عطر نذری شان ده کوچه آنورتر را هم مست کند می دانند که امام حسین با لب تشنه شهید شد تا دین، حفظ شود؟
می دانند که پیامبر و اهل بیتش اگر کودک همسایه گرسنه بود سر سیر به زمین نمی گذاشتند؟ می دانند! و ظرف های غذای نذریشان بعضا سر از خانه اعیان و بالانشین ها سردر می آورد؟
آیا مداحانی که با شور و حرارتی گاه عجیب و غریب عربده از مظلومیت حسین و عباس سر می دهند و با کلمات و واژه های عجیب و غریب می خواهند شور و حرارت مجلس خود را به اوج برسانند می دانند منش حسین چه بود و متانت و انسانیت در مکتب حسینی چه جایی داشت؟ آیا حقیقتا در روش و منش آن ها ایمان و حقانیت حسین و اهل بیتش پر رنگ تر است یا اسکناس های سرخ و سبزی که از جلسات دهه محرم نصیبشان می شود؟ البته هر کدام از این موارد به جای خود بسیار نیکو و پسندیده است. ولی گاهی افراط و تفریط در هزینه ها قابل هضم نیست…

آیا سخنرانان و وعاظ این ایام که از مصایب رفته برخاندان عصمت و طهارت داد سخن سر می دهند هیچگاه کوشیده اند بخشی هرچند اندک از وجودشان را به رنگ علوی و حسینی دربیاورند یا اینکه مصداق: توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند هستند؟

آیا همه جوانان خوش رنگ و لعاب امروزی که آهنگ های رپ و آنچنانی دیروز توی ماشین هایشان امروز جایش را به صدای نوحه داده و وقتشان را به جای سر گذرها و خیابان ها این روزها در تکایا و هیئت ها می گذرانند حاضرند تنها ساعتی از عمرشان را مانند حسین و اصحابش به وارستگی و تدین و انسانیت سپری کنند؟

آیا هیئت ها و مساجدی که هر سال هزینه های آنچنانی صرف بزرگ کردن علم و کتل و تجهیز شدن به سیستم های صوتی آنچنانی و به کار گرفتن مداحان آنچنانی با هزینه های گزاف می کنند ساعتی تنها به دور از هیاهوی ظاهرسازی و خود نمایی های محله و کوچه و شهر سر بر سجده تواضع برده اند تا حسین در دل هایشان حلول کند؟

این روزها که فریاد تظلم خواهیمان برای امام شهید به آسمان میرسد و شهرهایمان از تظاهر و ریا سرشار است کاش اندکی آن طرف از تکیه و مسجد محله سری به خانه های سرد و بچه های گرسنه بزنیم تا ببینیم که واجب چیست و درد کجا انباشته شده؟ شاید یادمان بیاید که امام حسین(ع) مظلوم و عطشان و دست و پا بسته واسیر و الکن نبود.حسین فریاد سرخ بر سر حاکمیت سیاه بود. حسین با آگاهی و علم و عشق جان را پیشکش برپایی دین کرد ولی ما هنوز بعد از دو هزار سال با ناله و فغان او را موجودی اسیر و ناتوان معرفی می کنیم.کاش نیمی از توان و انرژی مان را صرف شناساندن حسین واقعی و حرکت در مسیر حسینی شدن می کردیم.

کاش حسینی می شدیم نه متولی حسینیه ها.

نوشته شده توسط: یک همراه
عزاداری واقعی و بدون ریای کلیه عزیزان مقبول درگاه حق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>