این پنجره را نبند!…

پنجره

این پنجره را نبند!…
هوا، به تو نیاز دارد، من به هوا.
این بهترین منظره ای است که می شود برای آن شعر گفت.
بهترین دایره ی راز آمیز افسانه هاست که پری افسون شده در آن خانه دارد.
این پنجره را نبند، هر بار که می بندی خورشید کسوف می کند، مهتاب می میرد، ستاره ها خاموش
می شوند و زمان متوقف می شود. می خواهد چند ثانیه بسته باشد یا چند دقیقه یا چند ساعت.
جهان پشت درهای بسته اش به خواب می رود، شعر سر در گم می ماند و من هوا کم می آورم،
کم می آورم، نبندشان! چشم هایت را می گویم!…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>