خیال گندم زار

خیال گندم زار – شعر از محمد رضا خانی

عواطف مشترکی داریم

من از بوی نان گرم خوشم می آید

تو از بوی گندم

افسانه نبوده قصه آسیابان و گندم

چرخ آسیاب را آب می چرخاند

و قصه من و تو در خیال گندم زار هاست

بیا قصه مان را آرد کنیم

نان بپزیم

سر یک سفره ی خدا

آسیابان را دعا کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>