دلنوشته/ آدم ها و رفاقت…

آدم ها و رفاقت

آدم ها و رفاقت…
توی دنیایی که پر از دورویی و ریا و دشمنی و تلاش برای آزار همدیگه است رفاقت انگار یه مفهوم عجیب و غریب و دست نیافتنیه این روزها! و داشتن دوست یا دوستانی که انسان باشن، بفهمنت، برای خودت و درونیاتت کنارت باشن نه داشته ها و نه برای پر کردن تنهایی خودشون خیلی خیلی ارزشمند و مقدسه.. اون قدر که باید عین یک شی گران بها این رفقا رو گذاشت توی موزه و از پشت شیشه احساس بهشون نگاه کرد و دایما مراقب بود که مبادا خدشه ای بهشون وارد بشه. معنای رفاقت و دوستی رو وقتی میشه فهمید که آدم ها با همه دغدغه هاشون با همه خستگی هاشون با همه گرفتاری ها و کلافگی ها و حتی همه بغض ها و تلخی هاشون وقتی به تو میرسن با همه وجودشون کنارت باشن و برات وقت بذارن و برای خوب کردن حال بدت و استمرار حال خوبت از هیچ تلاشی دریغ نکنن! از دوست توقع زیادی ندارم اما فقط و فقط میخوام اندازه ای که ادعا میکنه باشه… همون قدری که براش مایه میذاری برات مایه بذاره اونقدری که دلت باهاشه دلش باهات باشه و اونقدری که دوستش داری دوستت داشته باشه. یه وقتی دلم می خواست دوستام زیاد و زیاد و زیادتر بشن اما از وقتی که دیدم آدم ها رو دغدغه ها و گرفتاری هاشون حتی از دوستان جانی شون دور میکنه فهمیدم که اگه قد انگشتان یک دست دوست داشته باشی اما خوب، بهتر از یه لشگر آدم بی خاصیته به نام دوست… به نظر من حتی گرفتارترین آدم دنیا وقتی بخواد میتونه برای هرکسی هرچقدر که لازمه توی همه دل مشغولی هاش وقت خالی کنه، حتی قد یه دیدار نیم ساعته، حتی قد یه تلفن زدن، حتی قد یه پیامک دادن، میشه اگه بخواهیم! و حالا من خیلی وقته که رابطه های حتی ارزشمند دوستی رو به محض یک طرفه شدن قطع می کنم؛ وقتی می بینم دوستی که دوستش داشتم حتی یک بار هم برای پرسیدن حال من پیش قدم نمیشه دلیلی نداره که منم خودم رو برای پرسیدن حالش و دونستن احوالش اذیت کنم! هر چه دور و برم خلوت تر حال دلم خوش تر، من حالا باور دارم خونه ی دل رو باید آب و جارو کرد برای رفیقی که وسط همه سختی ها و تلخی ها و گرفتاری های ریز و درشت زندگی و کار و دغدغه هاش وقتی می بینه فقط یه کم ابر دلتنگی توی گلوت گیر کرده با همه وجودش میاد کنارت تا هرجوری که شده نذاره تنها باشی و تنهایی رو حس کنی، حتی اگه تلخی هات اجازه نده باهاش خوب رفتار کنی اما کنارت میمونه و رهات نمی کنه. من این رفیق رو با همه دنیا عوض نمی کنم و مطمئنم دیگه به دوستانی که فقط اسمشون گوشی تلفنم رو اشغال کرده و سال تا سال خبری ازم نمی گیرن و حتی دوستانی که به ظاهر ابراز محبت می کنن ولی حتی تحمل شنیدن یه آه ویه لحظه ابراز ناراحتی رو از آدم ندارن و میخوان فقط رفیق روز خوشی باشن احتیاج ندارم. حالا دیگه میخوام اگه دنیا دو روزش مونده کنار رفقایی باشم که من براشون مهمم و وسط همه دغدغه هاشون جایی دارم نه دوستی که هر وقت ازش میپرسم خبری ازت نیست بگه اووووووووووه آن قدر گرفتارم که نگو!

عکس از: محمدرضا شاطریان.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>