شب های سکوت

شب های سکوت
سلام
سلام ای شب های سکوت، سلام ای بنفشه های زیر برف ها.
من آرام آرام حرف می زنم، آرام آرام حرف می زنم که مبادا خواب دیر گاه کبوتران را برآشوبم
 من آرام آرام از زمستان میگویم مبادا صدایم فراتر رود از صدای سوختن هیمه ها، هیزم ها، در پیت های حلبی کنار بساط شب !
بگذارعاشقانه در این سرما جاری شوند، جاری شوند در واژه ها.
بگذار این بخار بر آمده از سینه ها مه نباشد، گره باشد که بگویم دوستش دارم وبگوید دوستم دارد!
 خوشا عاشق، خوشا عاشقان، عاشقانه های زمستان
 خوشا شال گردن یادگاری آقا جان، خوشا داغی لب سوز یک جرعه چای در فنجان کنار پنجره
 خوشا پنجره های نم زده که سرانگشتان منتظر برآن نقش پنج های وارانه می کشند واز پشت آن باغچه خالی را می بینند که بهار را صدا می زنند
زمستان آمد، قدمش مبارک، اسفند دود می کنیم مبادا چشم بخورند این شب های قصه های دراز …
 این شب های خاطره بازی های دور…
 شب های امیدواری های نزدیک …
 هرچند سرد است خورشید بی حوصله است .
درست است که شعمدانی ها خواب بهار خواب ها را می بینند.
 درست است که آهو های دشت کنجی خزیده اند.
 اما همین ها خوب است، همین ها امید است، تعبیر خواب های عاشقانه است .
که روزی دوستت دارم تنها حرف جهان باشد!
 پس همین که زمستان آمده یعنی بهار هم می رسد.
 بهار را هم پا گشا می کنیم.
 یعنی از همین حالا روشنی افزون میشود در روز و روزگار ما
پس پر برکت باد این زمستان در سرزمین عاشقان، سرزمین ایران .
زمستان ۱۳۹۲خورشیدی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>