شب پنجم…

شب پنجم

شب پنجم…
شب آخرین حامی! شب عمو! شب برادرزاده! شب عبدالله، امشب باید از گودال گفت تا به روضه رسید! امشب باید سری به کوی یتیمی بزنیم! سری به گودال، سری به قتلگاه، سری به خیمه، سری به تل، سری به آغوش عمو، آه عجب شب جانسوزی چه کنم با این همه غم! لال می شوم و از قتلگاهت چیزی نمی گویم. دست عمه را رها کرد و سوی عشق پرواز کرد! نه به خدا سوگند عمویم را تنها نمی گذارم!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>