شیعه شدن اینشتین به دست آیت الله بروجردی قدس سره

IMAGE633765314089687500

einstein2

شیعه شدن اینشتین به دست آیت الله بروجردی قدس سره

سرآغاز متن کتاب، اولین عبارت کتابچه اینشتین،خطاب به آیت الله بروجردی(ره) این عبارت آلمانی است: هرتسلیش گروشس فن آینشتاین، با صمیمانه ترین سلام ها از اینشتین محضر شریف پیشوای جهان اسلام جناب سید حسین بروجردی. پس از ۴۰ مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع ۱۲ امامی را پذیرفته ام که اگر همه ی دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس ( مارس) از سال ۱۹۵۴ است که من مقیم آمریکا و دور از وطن هستم. به یاد دارید که آشنایی من با شما از ماه آگوست (اوت) سال ۱۹۴۶ یعنی حدود ۸ سال قبل بود. خوب به یاد دارم که وقتی در ۶ آوگوست ۱۹۴۵ آن مرد ناپاک پلید اکتشاف فیزیکی من را که کشف نیروی نهفته در اتم بود همچون صاعقه ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فرو ریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقتنامه ای بین المللی به امضاء و تصویب جهانی برسانم. گر چه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره ی آن آشنایی با شما مرد بزرگ بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود و هم بالاخره سبب « مسلمان شدن » پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمع بندی این چهل نامه است برای خوانندگان گرامی ( بعدی ) نیز می نویسم.

همان گونه که آقای بروجردی مقیم شهر قم در ایران می دانند: من در آوگوست ۱۹۳۹ طی نامه ای به روزولت رئیس جمهور وقت آمریکا او را از پیشرفت آلمان نازی که در ابتدای جنگ جهانی دوم بود در مسئله ی شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار و نابود کردن آنی برخی شهرها مطلع ساختم و اکیداً به او (روزولت ) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه جنایت آمیز… باید ابرقدرتی چون آمریکا که به نظر من عاقل ترین و خونسردترین ابرقدرت های دنیای فعلی است سریعاً گروهی را مأمور بررسی و تحقیق علمی در شکافتن هسته اتم بنماید و به سرعت باید بمب اتم را بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته یعنی آدولف هیتلر نژآدپرست خوانخوار آن (بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف حریف تمامی دنیا نمی شود حتماً متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار می دهد. اما وقتی آمریکا آن را از قبل ساخته و اعلان نموده باشد دیگر امثال هیتلر دیوانه نمی توانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز که آغاز دوره ی پاپی وی برای مسیحیان کاتولیک جهان از همان سال ۱۹۳۹ بود فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیداً قید نمود که: هرگز نباید از این سلاح اتمی برای جنگ حتی با خود نازی های آلمان استفاده شود سپس من نامه ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان سید ابوالحسن (ابوالحسن اصفهانی که مقیم نجف بودند) نوشتم. ایشان نیز در جواب گفتند که: از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانی ها بهراسند و دست به حمله اتمی به هیچ کشوری نزنند. ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از آن به نحو ابتدایی استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی باز تأکید می کنم . تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با اسلحه متعارف با آلمان نازی مقابله کرد. آری جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود. به حکم چنین بزرگ مردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین) ناچار بودم که روزولت را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم و این اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد. اما افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه دیگر افتاد و توصیه های من و روزولت را از یاد برده، دچار وسوسه شیطانی شد و در حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در ۶ اوگوست ۱۹۴۵ که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی در حال استقرار بود این بمب خطرزا را در هیروشیما فرو افکند. بمبی که به قدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت و به زمین نرسیده در آسمان شهر منفجر و شهری را مبدل به خاکستر کرد احساس می کنم که هر گاه به یاد این حادثه می افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته می شود و پیرتر می شوم و من همان طور که در جنگ اول جهانی بین سال های ۱۹۱۴ – ۱۹۱۸ در صدد ارائه طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم. در این ۶ سال سیاه جنگ دوم ۱۹۳۹ – ۱۹۱۸ نیز دائماً در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم. باز هم نتیجه نگرفتم گویا شکافتن هسته ی اتم بسیار آسان تر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان براستی که این موجود دوپا سرسخت ترین موجودات جهان است   و در مقیاس های کوچک تر نیز همواره ناکام بوده ام، هنگامی که ورزش های رزمی از جمله کاراته، جودو، و کنگ فو و مانند این چیزها از شرق وحشی بی تمدن و خرچنگ خوار یعنی چین و ژاپن و کره به وسیله ی اروپا و آمریکا آمد، من از جمله مخالفان این گونه ورزش ها بودم و تأکید می کردم که چنین آداب و رسوم وحشیانه ای خشونت را در جامعه رواج می دهد ولی همه مانند دیوار گچی به من نگاه کردند و هیچ نگفتند و چنان که خود حضرتعالی (آقای بروجردی برای من در جواب نامه) ((ایکس – ۲۵)) مرقوم فرموده اید: در اسلام، حتی کندن یک مو یا ایجاد یک خراش سطحی و یا حتی اندک ناراحت ساختن یک انسان غیر مجاز و ممنوع است. آری سیاست فقط فکر لحظه های هیجان آور را در سر می آورد، حال آن که این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج و عواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می آورد و اکنون ای جناب بروجردی، ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان بسیار از شما سپاسگزارم که در ۱۹۵۲ در پی مرگ (وایتسمن) رئیس جمهور وقت اسرائیل هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که  آیا ریاست جمهوری اسرائیل را که رسماً و علناً به من (اینشتین) پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده و مهاجر از وطن می دانستند بپذیرم؟ خود در جواب نامه ((ایکس – ۳۲)) فرمودید: انسان خداترس و خردمند چنین پیشنهادی را هرگز نمی پذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است. پس شما خود را آلوده سیاست نکنید! لذا من (اینیشتن) نیز به بهانه ی اشتغالات علمی، این پیشنهاد را رد کردم.

گزیده ای از آخرین رساله اینشتین: (DIE ERKLA”RUNG دی ارکلرونگ = بیانیه) ترجمه: دکتر عیسی مهدوی، تحقیق و پیشگفتار و پاورقی: اسکندر جهانگیری

8 نظر در “شیعه شدن اینشتین به دست آیت الله بروجردی قدس سره

  • مهر ۱۴, ۱۳۹۴ در ۳:۲۱ ب.ظ
    پیوند یکتا

    با سلام و تشکر از توجه شما.
    منبع: گزیده ای از آخرین رساله اینشتین: (DIE ERKLA”RUNG دی ارکلرونگ = بیانیه) ترجمه: دکتر عیسی مهدوی، تحقیق و پیشگفتار و پاورقی: اسکندر جهانگیری

    پاسخ
  • مهر ۱۶, ۱۳۹۴ در ۱:۱۰ ب.ظ
    پیوند یکتا

    با سلام و احترام از مقاله شیعه شدن اینشتین به دست آیت الله بروجردی قدس سره”بسيار بهره بردم و روحيه گرفتم اميدوارم باز هم از مطالبتون بهرمند شويم.

    پاسخ
  • آذر ۸, ۱۳۹۴ در ۲:۲۷ ق.ظ
    پیوند یکتا

    با درود فراوان … این که کسی یا کسانی بخواهند برای باورهای خود به دلایلی از این دست متوسل شوند و بزرگان علم و فلسفه و سیاست را در جهان هم باور خود معرفی کنندو به شیوه های عوام پسند انشتین و گاندی و نیوتن و گالیله و کپلر و کوپرنیک و …..را مسلمان و شیعه معرفی کنند ..نه تنها از باور خود دفاع نکرده اند که با توسل به چنین حرف های بی اساسی که غیرمسئولانه در فضای مجازی نشر می شود ،به بدترین شکل ممکن به باورهای خود حمله کرده اند ….زندگی و افکار آقای ألبرت انشتین و نگاهش به هستی به شکل مستند در دسترس اندیشمندان دنیای امروز وجود دارد …فیلم های سخنرانی ایشان در مقولات مختلف از جمله مفهوم خدا و نگاهش به دین و علم موجود است ..در سراسر این سخنرانی ها یک کلمه حتی راجع به مذهب محترم شیعه از دهان این مرد بزرگ خارج نشده است .اساسا ایشان آدم دینی نبوده که بخواهد راجع به دین نظر بدهد یا مقاله بنویسد یا سخنرانی کند ..متاسفانه کسی که برای اثبات حقانیت دین یا مسلک و مرام خود مدعی شود که فلانی هم که در دنیای علم اعتباری دارد هم مسلک ماست ،نادانسته و ناخواسته بدترین حمله را به مذهب خود کرده .دفاع بد کردن همیشه بدترین نوع حمله هست …
    اینجانب به عنوان کسی که دست اندر کار ،کار علمی بوده و هستم به ضرس قاطع به عزیزان یاد آور می شوم که آقای آلبرت انشتین فیزیکدان بزرگ آلمانی و مغز تابناک بشریت در قرن بیستم هیچ نامه یا سخنرانی یا مقاله ای در تایید یا نفی هیچ دین یا مذهب و مرام یا ایدئولوژی خاصی نداشته است ..انتساب نامه های جعلی به ایشان تقریبا از سوی تمام مذاهب صورت گرفته است .انسان بزرگ را هر کس دوست دارد به نفع افکار خود مصادره کند .اما هیچ کدام از این ها هیچ اصالتی در عرصه ی علم ندارد. …خوشبختانه آقای انشتین در روزگار ثبت و ضبط رادیویی و تلویزیونی می زیست و سخنرانی ایشان در هنگام گرفتن جایزه ی نوبل نشان کامل از فرا دینی بودن این انسان بزرگ دارد .

    پاسخ
    • آذر ۱۰, ۱۳۹۴ در ۱۲:۴۵ ب.ظ
      پیوند یکتا

      مال دنیا عقل از سرت پرانده درست فکر کن

      پاسخ
  • آذر ۱۰, ۱۳۹۴ در ۱۱:۱۴ ق.ظ
    پیوند یکتا

    درود بر انسان خردگرا بکام باشید!

    پاسخ
  • آذر ۱۲, ۱۳۹۴ در ۶:۱۳ ب.ظ
    پیوند یکتا

    اگر جناب حاج سید ابوالاینشتین عمر شریفشان را صرف شنگول و منگول کرده بودند فکرشان به ماورای کهکشان راه شیری قد نمی کشید و لابد چون دیگر حضرات در محدوده شکم و ما تحت شکم سیر نموده آداب بیت الخلاب را استنساخ نموده گنبد و بارگاهی در این دنیا و ششدانگ بهشت را برای آخرتشان ذخیره می کردند.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>