اصفهان: پایگاه ممتی، نایین/ حدیث مفصلی از همسانی ها + تصاویر…

درود فراوان بر دوستان همیشه همراه. نوشتن برای من یک تفریح یا سرگرمی نیست. نوشتن خود خود زندگی است. می نویسم تا یادم بماند و یادمان بماند. می نویسم تا در روزمرگی پرهیاهوی این زندگی تکراری، غرق نشوم. می نویسم تا زنده بمانم…

1

برخی«مدیران» در جمهوری اسلامی، به یک طبقه‌ اجتماعی خاص تبدیل شده‌اند با تیپ و گفتمان و منش و هویتی شبیه هم. این طبقه همه چیزش شبیه هم است. از کت و شلوار و لبخندهای دیپلماتیکش گرفته تا نوع حضورش در شوهای تبلیغاتیِ خیریه‌نما، و از نوع حرف زدن و کلماتش گرفته تا عادات مدیریتی و شخصی‌اش، همه شبیه هم‌اند. این جماعت حتی رنگ جوهر و شیوه‌ی پارافی یکسان دارند و از این نحوه‌ی اصرار بر یکسان بودن در جزئی‌ترین مسائل، می‌شود حدیث مفصلی از همسانی‌ها خواند. این طبقه دیگر از این که خود را در قبال «مستضعفین» مسئول نمی‌داند، ناراحت نیست و از حضور در میان آنان اکراه هم دارد، مگر آن که مصلحت و یا ضرورتی، اجرای شویی تبلیغاتی و یا خود نشان‌دادنی عاطفی را،  آن هم با شیوه‌ی مشمئز کننده‌ی این طبقه، ایجاب کند. شانیتش را نه در خدمت که در آقابالاسر بودن می‌داند و طبیعی است نشست و برخاست با پایین‌نشینان کجا و جاه و جبروت کبریایی حضرت مدیر کجا؟ و حاشا که این سفلگی‌ها از آستان مدیر جداست و شایسته‌ی اوست که با بالانشینان نشیند و برخیزد. ای کاش مدیران رده ی بالا از رئیس جمهور و مجلس تا رده ی پایین فقط شعار نمیدادند و گاهی به فکر رفاه اجتماعی هم بودند. بین آنچه مردم در جامعه می بینند با آنچه مسئولان در پشت تریبون ها می گویند فاصله از زمین تا آسمان است. به نظر می رسد که با آگاهی که مسئولین از وضعیت معیشتی مردم دارند باز هم اقدامات در حد شعار باقی مانده! ای کاش مسئولان کمی سحر خیز بودند و در میان قشری زحمتکش از جامعه حضور داشتند تا با مشکلات از نزدیک آشنا میشدند. اینجا نایین است و فصل درو گندم! هنوز هوا تاریک است که عزیزان برای کسب روزی حلال مشغول به کار می شوند.

2

همین مادرانی که در تصویر مشاهده می کنید از فاصله ی چند کیلومتری برای کار به این نقطه می آیند! تازه این کار هم فصلی است و بقیه سال را چگونه میگذرانند الله و اعلم. آقای وزیری که آقازاده ات در آنسوی آب ها با دلارهای همین مردم به تحصیل یا تفریح و تجارت مشغول است! نگاهی هم به این قشر از جامعه بیندازید. آقای نماینده مجلسی که وقتی به حوزه انتخاباتیت می آیی، همین قشر با زبان خود می گویند ما ایشان را ندیده ایم. یک روز آری فقط یک روز را اختصاص بده و چند دقیقه ای با آن ها همراه و هم سخن باش. حرف های زیادی برای گفتن دارند و از جنس خودشما هستند ولی فاصله های طبقاتی باعث شده ضعیف بمانند و از طلوع تا غروب زحمت بکشند و در آخر هم آنطور که باید چرخ زندگیشان نچرخد. مدیرانی که اختلاس می کنید، یا به اسم تجارت و بازرگان، پول ها را شسته و تمیز کرده! کالای قاچاق وارد می کنید نیم نگاهی هم… مدیرانی که حقوق های نجومی می گیرید و ادعا می کنید سهمتان را از سفره ی انقلاب برداشته اید! پس سهم این عزیزان چی؟ فردا روزی اگر حساب و کتابی باشد جوابی یافته اید تا در مقابل خدای خود شرمنده نباشید. برخی مدیران در دهه‌ چهارم انقلاب، مستضعفین را به صورتی کاملا رسمی، و بی‌هیچ تعارفی و بی‌هیچ خجلتی حتی فراموش کرده‌اند. و گویا که فقر و محرومیت و استضعاف را از اجزاء لاینفک جامعه‌ی انسانی و امری اجتناب ناپذیر می‌دانند که نه مسئولیتی در قبال آن وجود دارد و نه وجود این مساله، دردی برای جامعه است و این درک، برای این طبقه تثبیت شده است. خوش و راحت و بی‌تفاوت‌اند و درد و احساس درد را منسی کرده‌اند. می‌بینند اما نمی‌فهمند و می‌دانند اما هیچ دردشان نمی‌گیرد. همه چیز عادی است. همه چیز سر جای خودش هست. گویا که مدیران، وجود دره‌های عمیق فقر را در برابر قله‌های ثروت، لازم هم می‌دانند و اگر نه از دیدن این منظره‌ی پلید ناعدالتی، دردشان می‌گرفت و اخمی بر چهره‌شان می‌نشست؛ و البته که آن‌ها دچار فلجِ حسِ تبعیض و فقرند. و این بیماریِ مسریِ دیدن و دانستن و در عین حال درد نکردن، ما را هم دچار کرده است انگار. حرف های ناگفته زیاد است و گوش شنوا هم که… و این که چه کسی قرار است پاسخگو باشد، مجهول…

3

من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، همه برمی‌خیزند

من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد؟

4

باید همه به این مهم برسند یعنی هر کسی ضرورت اصلاح خود را درک کند و به آن عمل کند چون اصلاح جامعه و به عنوان مثال اصلاح ساختار اداری و خدمات‌رسانی کشورمان نیز نیاز به عزم جدی و همگانی دارد. پس اگر کسی بتواند حقوق انسانی خود را به نحو مطلوب ادا کند یعنی در مقابل خودش به طور کامل احساس مسئولیت کند؛ به تبع آن، نسبت به دیگران نیز خود را مکلف و مسئول می‌داند.

5

این همان طی مسیر اصلاح کاستی ها و ضعف ها در یک اجتماع انسانی موفق است. در پایان مطلب دیگری که ذکر آن بایسته به نظر می‌رسد زمینه‌ای فراهم شود تا جامعه‌ی ما استقلال حقیقی را تجربه کند. این فرصتی بسیار عالی است که احساس خودباوری و میل به پیشرفت را در درونمان بارور سازیم.

6

7

8

موفقیت همگان آرزوی ما است…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>