عکسنوشته/ از گورستان سرزمین اجدادی ام بپرس چرا؟…

خسروی

از گورستان سرزمین اجدادی ام بپرس چرا؟…
« از گورستان سرزمین اجدادی ام بپرس چرا؟!» تازه عروسی زیبارو در گورستان سرزمین اجدادی ام خفته است. چند سالی از مرگش می‌گذرد و پدر خانه‌ی دخترش را به زیبایی آراسته است. حمیده خسروی از فعالان تئاتر نایین در اواسط دهه‌ی هفتاد بود. پاییز هفتاد و پنج که احمد طالبی‌نژاد به نایین آمد تا فیلمی کوتاه بسازد از مجموعه‌ی کودکان سرزمین ایران به همراه احمد به دبیرستانی ( شهید حسینی) که حمیده در آن‌جا درس می‌خواند رفتیم تا اجازه‌اش را برای بازی در فیلم بگیریم. یعنی من منشی صحنه بودم و واقعیتش آن روزها از اصول فنی سینما چندان اطلاعاتی نداشتم ولی طالبی‌نژاد لطف کرد و نام مرا هم به عنوان گروه کارگردانی در تیتراژ آورد. حمیده با نجابت و محبت خاص خودش تمام طول فیلم‌برداری را که بعضی روزهایش به مشقت می‌گذشت بی هیچ گله و شکایتی تاب آورد. حمیده بلد نبود عصبانی شود. آرام بود و باوقار. حمیده قشنگ می‌خندید. خاطرات هم‌کاری با او را هرگز از یاد نمی‌برم. تار عنکبوت جاده‌ها، این جاده‌های لعنتی او را در خود فروکشید و از ما گرفت. راستی ابراهیم هم که نقش پدر حمیده را در فیلم بازی می‌کرد قدری آن‌سوتر خفته و دستش از دنیا کوتاه است. پیرمردی که نقش رییس کارگاه قالی‌بافی را هم بازی می‌کرد دیگر در بین ما نیست و همچنان زمان چه سهمگین، بی‌رحمانه و بی‌تفاوت بر ما می‌گذرد!

پی نوشت: به کدامین اقیانوس پیوست، سوار بر موج ها… پری دریایی؟
به قلم: عقیل قیومی محمدی… با تشکر از خانواده مرحومه حمیده خسروی. روحش شاد و یادش گرامی.

2 نظر در “عکسنوشته/ از گورستان سرزمین اجدادی ام بپرس چرا؟…

  • دی ۲۵, ۱۳۹۴ در ۹:۲۹ ب.ظ
    پیوند یکتا

    سلام با تشکر فراوان از جناب اقای عقیل قیومی بابت عکس نوشته مرحومه خسروی و تشکر فراوان از اقای شاطریان مدیریت سایت خسته نباشید

    پاسخ
    • دی ۲۸, ۱۳۹۴ در ۹:۲۸ ق.ظ
      پیوند یکتا

      سلام و سپاس از همراهی و خوانش شما دوست عزیز

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>