قیام حسین قیام آزادگی…

قیام حسین

قیام حسین قیام آزادگی…
بوی اسپند و کندر، پرچم های سیاه، جلوی هیئت ها، ایستگاه های صلواتی و صدای نوحه های برخاسته از آنها و هیئت هایی که مملو از جوان و پیر است برای عزای داغی که هنوز تازه است. شنیده بودیم خاک سرد است و سردی می آورد و دل اهل عزا را تسلا می بخشد، شنیده بودیم خاصیت آدمیزاد فراموشی است و خداوند نسیان را برای آرامش بخشیدن به دل داغدیدگان به آنها عطا کرده، اما چرا این داغ بعد از هزار و اندی سال هنوز تازه است؟ چرا هنوز می سوزاند و اشک می گیرد؟ مظلومیت و معصومیت و تنهایی و غم غربت حسین و یارانش دردی است که در طول تاریخ هرگز قابل فراموشی نبوده است. مصائب و مرارت هایی که به آل رسول (ص) رفت قابل توجیه و درک و توصیف نیست و حق دارد شیعه اگر سال ها خون بگیرد بر این همه شقاوت و رنج بنی هاشم، اما دردناک تر از این کشتار ددمنشانه یزید و خاندانش، غفلت و بی خبری و باورهای غلطی است که ما از کودکی تا کهنسالی با آن رشد می کنیم. از وقتی چشم به دنیا گشودیم محرم را سیاه دیدیم و گریان و اشک ریزان که البته به حق است برای فقدان چونان حسین و عباس و علی اصغری! اما در محافل و مجالس عزایمان تنها از مظلومیت حسین و دستان بریده ابوالفضل و لب های تشنه ی علی اکبر و ستم های پیاپی زینب سلام الله خواندیم و شنیدیم و گفتند و دیدیم؛ دریغ از حتی کلمه ای از شجاعت و جسارت و شهامت و بزرگ منشی اهل بیت نبی خدا! یادمان دادند که امام حسین را لب تشنه شهید کردند سر از تنش جدا کردند و تن برهنه او را زیر سم ستوران انداختند! اما نگفتند که این سلاله علی و فاطمه چطور یکه و تنها جلوی کرور کرور دشمن هم دین و هم کیش اما غافلش ایستاد و فریفته مال و جاه و تزویر نشد تا اسلام زنده بماند؛ نگفتند که شبانه در تاریکی شب بیعت از یارانش برداشت تا کسی به جبر کنارش نماند و نگفتند مردی به سن و سال او در سال های میانسالی اش حتی تا دم مرگ از عقیده اش عقب ننشست و ایستاد و خون داد اما ذلت و خواری را تاب نیاورد. یادمان دادند که عباس علمدار کربلا لب تشنه با دستان بریده شهید شد اما نگذاشتند حتی صحنه شهادت شجاعانه ماه بنی هاشم را در یک سریال تلویزیونی ببینیم و بدانیم و بشناسیم که عباس در تهور و بی باکی سرآمد آل الله بود و تن به خفت و ذلت نداد و مردانه ایستاد و مردانه افتاد و مردانه شهید شد. از مصائب زینب کبری و سختی ها و ستم هایش بعد از شهادت فرزندان و برادران و عزیزانش گفتند و بارها شنیدیم اما نگفتند که زینب پرچمدار قیام کربلا بود و پیام رسان همه شقاوتی که مسلمانان! بر اهل بیت روا داشتند و اگر کلمات نافذ و خطبه های جسورانه ی این زن نبود پیام عاشورا نسل به نسل به ما نمی رسید. از بیماری حضرت سجاد و در بستر بودنش گفتند اما نگفتند که همین امام بیمار با سخنانش پیامبر عاشورا بود و دلهای خفته بسیاری را بیدار کرد. از عاشورا و مظلومیت فرزندان نبی، آنچه باید می دانستیم به ما منتقل نشد اما سال های سال شنیدیم و خواندیم که حسین مظلوم بود، حسین تشنه بود، حسین غریب بود، حسین تنها بود، حسین بی سر و بی کفن بود. این ها همه فرعیاتی بود که خواستند بدانیم اما یادمان رفت که حسین مرد بود، شجاع بود، تن به خفت نداد، یک تنه ایستاد، دینش را به دنیا نفروخت وخون سرخ را بر زندگی سیاه ترجیح داد.
حسین روح خدا بود در کالبد انسان…
و قیام حسین قیام آزادگی و انسانیت بود بر جهل و حیوانیت حاکم…
حسین جانشینان و شیعیانش را بیشتر از آنکه سینه زن و سیاهپوش و عزادار و قمه زن بخواهد آزاد مرد و آزاد زن می خواهد. حسین امتش را بیشتر از آنکه اشک ریزان و بر سر زنان و مویه کنان و شعرخوانان بخواهد انسان می خواهد و مومن به دینی که او برایش جان داد. ارزش عزاداری های ما محفوظ و ماجور است لیکن حسین بیشتر ازآب تشنه لبیک بود افسوس که از حسین تنها لب های تشنه اش را نشانمان دادند و افکار و اندیشه هایش را نه! کاش در این ایام به جای شنیدن و خواندن نوحه هایی که اهل بیت را انسان هایی زبون و ضعیف و ذلیل و ستمکش معرفی می کند کمی در فرهنگ قیام حسینی تدبر کنیم و بشناسیم حسین و عباس و زینب را و باور کنیم فلسفه ی قیامشان را و بکوشیم حسینی زندگی کنیم و حسینی بمیریم، نه فقط سینه زن بی تعقل و بی تفکر و بی ریشه ای که ده روز سیاه می پوشد و یک عمر گناه می کند و انتظار شفاعت از حسین ع دارد.
به قول دکتر علی شریعتی: «افسوس که به جای اندیشه های حسین زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی تفسیر کردند»…
ای کاش از این پس حسین وار زیستن را تمرین کنیم …

ما در برابر حسین و اهل بیتش و همه ی خونهایی که ریخته شد تا انسانیت نمیرد مسئولیم، حسین را بشناسیم…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>