معرفی تاریخ و جغرافیای نایین/ بافران، دیار دلاوران…

بافران

بافران ، دیار دلاوران…
بافران، قریه و بلکه قصبه اي ۱ است در طرف شرق نایین و پس از محمدیه از تمام اطراف نایین، بزرگتر و پرجمعیت تر است. ۲ بافران از شمال به نایین و دشت کویر، از غرب به بخش کوهپایه، از شرق به شهرستان طبس و از جنوب به اردکان محدود است. آب و هواي کویري بافران باعث شده تا حداکثر حرارت در تابستانها به ۴۱ درجه سانتیگراد و در زمستانها به ۹ ۵۴ طول شرقی از نصف النهار گرینویج و / درجه زیر صفر برسد. از لحاظ جغرافیایی در ۵۶ ۳۳/۵۰ عرض شمالی از خط استوا قرار دارد و ارتفاع آن نسبت به سطح دریا و آب هاي آزاد، نزدیک ۱۵۱۰ متر است که نسبت به شهر نایین حدود ۳۰ الی ۴۰ متر، اختلاف دارد. بافران داراي ۶۰۰ خانوار و مطابق آمار مرکز ایران در سال ۸۵ هجري شمسی داراي ۲۱۳۸ نفر جمعیت ( ۱۰۵۳ نفر مرد و ۱۱۰۳ نفر زن) است. وجه تسمیه بافران
بسیاري از نامها و اسامی روستاها و شهرهاي کشورمان براي مردم زمان ما نا مفهوم و ناشناخته است. چه بسا اسم شهرها و روستاها و آبادیها، بر اساس تفکرات و اندیشه ها و حوادث زمانهاي گذشته و شاید چندین هزار سال پیش، تعیین شده است و یا این که مردم هر محل، محل سکونت خود را بدان نامها خوانده اند. ممکن است بسیاري از این اسامی و اَعلام را مردم دوران ما نشناسند و یا از چگونگی نامگذاري آن بی خبر باشند و ریشه و مبناي واژه ها را در فرهنگها و کتابهاي لغت نتوانند پیدا کنند وگاهی نمی دانند که این واژه از زبان عربی و یا قریه: دهکده، شهر، هر جایی که مسکن و ماواي مردمان » : ١ در لغت نامه دهخدا درباره کلمه قریه و قصبه چنین آمده است ( ج ۲۰ ص ۲۶۴ ) «. باشد و داراي بناهاي چندي بود متصل به هم ٢ تاریخ نایین ص ۲۳
WWW. Naein.gov.ir ٣ وبسایت فرمانداري نایین
زبان دیگري چگونه وارد زبان پارسی شده است. وجه نامگذاري بسیاري از اعلام و اسامی بر اساس و مبناي علمی و منطقی نیست و بیشتر بر حسب حدس و گمان و اقوالی است که سینه به سینه به زمان ما رسیده است. چه بسا از مناطق و مزارعی که به نام آباد کننده و یا اولین فرد ساکن در محل به نام او نامگذاري شده است. در مبحث ریشه شناسی و اتیمولوژي که از مباحث زبان شناسی است به وجه نامگذاري اماکن و اعلام با توجه خاصی پرداخته شده و سعی بر آن است که تعریف دقیق و منطقی از علّت نامگذاري ارائه دهند. وجه نامگذاري بافران از قدیم تا به حال، براي مردم ساکن در این دیار، مبهم بوده و هنوز هم نمیتوان با نظر قطعی در این مورد سخن گفت. مؤلّف گرانقدر کتاب فرهنگ جامع نامها و آبادیهاي کهن در این جا » : اصفهان در این باره نظر جالبی دارد و از نام بافران به بزرگی یاد کرده و مینویسد توضیحات دیگري را زاید دانسته به نام باشکوه آن میپردازیم. در ظاهر امر، چنین به نظر می رسد که تقطیع این نام واژه (با + فر + آن) باشد؛ یعنی محلی منسوب به فرّ و شکوه یا جایی که فرّ و شکوه و جلال بسیار دارد. این تقطیع با موازین اشتقاق سازگار است ولی به حکم این که در این زیستگاه، آب فراوان بوده و در گورآباد بافران، آسیابی ۱ وجود داشته که ویرانه هاي آن هنوز برجاست به ذهن میرسد که در این واژه باید اشاره به آب شده باشد. تلفظ و تداول عامه هم این معنا را می رساند؛ چون که مردم آن را (باف + ران) تلفظ می کنند و اگر و باید هم تقطیع چنین باشد چون تداول عامه به هر حال در شناخت معناي نام واژه مؤثّر است. جزو اول« باف » خود از دو جزو « ب + آف » ترکیب شده، جزو اول« ب» تخفیف یافته « به » به صورت قدیمی « وِه » است یعنی خوب و عالی و جزو دوم آن « آف » معادل« آپ » به معناي آب است و می دانیم که حرف « پ» به« ف» تبدیل می گردد و اما جزو سوم« ر» حرف هموند است و« آن » پسوند کثرت و نسبت است. بنابراین بافران یعنی« به + آب + آن ». یعنی جایی که آب خوب و فراوان دارد هر چند در وجود آب فراوان در بافران و به خصوص در محله هایی مانند دجله که به سبب پر آبی به این نام خوانده شده شکّی نیست و حتی کتاب تاریخ نایین،کوچ اعراب عامري را از سفلاي اردستان به بافران، به دلیل وجود مراتع و چراگاه خوب این منطقه می داند ۲ ولی پذیرفتن این وجه نیز با توجه به پیچیدگی و گستردگی آن جاي تأمل دارد. وجه دیگر که آن هم خالی از اشکال نیست کلمۀ بافران را برگرفته از نام دانشمند قرن پنجم و ششم هجري، شیخ ابواسحاق بادرانی می داند. یاقوت حموي در معجم البلدان دربارة بافران می نویسد: بادران بالراء و الف و نون من قري اصبهان ثم من اعمال نایین، منها ابو اسحاق ابراهیم بن عبد » بادران، باد، را و الف و نون از .« الله بن محمد البادرانی، مات فی ذي الحجه سنه ۵۱۶ روستاهاي اصفهان و از توابع نایین است و از آنجاست ابو اسحاق ابراهیم بن عبدالله البادرانی که در ذي الحجه سال ۵۱۶ درگذشته است . ۳ دهخدا نیز در توضیح کلمۀ بادران به نقل و در توضیح « از قریه هاي اصفهان و از اعمال نایین است » : از معجم البلدان چنین می نویسد منسوب به بادران که قریه اي است از قراي واقعه بین نایین و بادران از » : بادرانی می نویسد نواحی اصفهان، ابراهیم بن عبدالله بن محمد البادرانی مکنی به ابواسحاق متوفی درذي الحجه سال ۵۱۶ هجري از دانشمندان است آنچه در توضیح دهخدا کمی عجیب به نظر می رسد و شاید بتوان آن را دلیلی بر« بادرانی » دیگر دانست این است که می گوید: منسوب به بادران که قَریه اي است از قُراي واقعه بین نایین و بادران از نواحی اصفهان». حال با توجه به منابع موجود، دقیقاً مشخص نیست که باد ران واقع در بین نایین و بادران از نواحی اصفهان، کجاست. آیا منظور یاقوت حموي و به تبع آن دهخدا، همین بافران بوده و یا اینکه بادران ذکر شده، روستاي دیگري بوده و استناد به نام شیخ ابواسحاق بادرانی نمی تواند دلیل وتوجیه مناسبی براي نامگذاري بافران به این نام باشد. وجوه دیگري نیز براي نام بافران ذکر شده است؛ از جمله این که بافران را مرکّب از دو کلمه (باد + بوران) می دانند که به مرور زمان به به صورت بافران در آمده است. وجه دیگر، « فا » به « دال » صورت بادران و بعدها با تبدیل بافران را مرکّب از (باد + ران) می داند. بر خلاف نظر مؤلّف فرهنگ جامع نامهاي آبادیهاي کهن اصفهان که واژة آب را در لغت بافران، برجسته دانسته بود؛ در این نظر، عنصر اصلی لغت بافران را باد تشکیل می دهد. وزش بادهاي سوزان و شدید در این منطقه با توجه به این که بافران حدود ۳۰ الی ۴۰ متر از سطح شهرستان نایین پایین تر است، درست تر و پذیرفتنی تر به نظر می رسد. در فصل پاییز و بیشتر ماههاي سال، وزش بادهاي شدید همراه با طوفانی از شن و گرد و غبار، روستا را می پوشاند و این می تواند دلیلی باشد بر وجه نامگذاري بافران که ابتدا بادران (محل وزش بادهاي شدید) بوده و کم کم به علّت سهولت تلفظ و دیگر عوامل زبانی به نام فرشته اي است که » : صورت بافران درآمده است. دهخدا در توضیح کلمۀ بادران می نویسد باد را حرکت می دهد و از جایی به جاي دیگر می رود. ۱ نقش باد و اعتقاد به فرشتۀ باد از جمله نمودهاي مذهبی دین زرتشتی است و این توجیه نیز می تواند مبنایی بر علّت نامگذاري بافران باشد نتیجه: این کلمه (بافران) کلمه اي باستانی و قدیمی است و ذکر وجوه مختلف، ناشی از گستردگی و ظرفیت والاي کلمه در قبول و پذیرش وجوه مختلف است. به عبارت دیگر، وجود ابهام در علّت نامگذاري بافران و چند بعدي بودن آن نشان دهندة قدمت و پیشینۀ گستردة این سرزمین نیز هست.
حدود و موقعیت بافران
بافران با قرار گرفتن در کنار راه ارتباطی تهران – بندرعباس از موقعیت استراتژیک و خاصی برخوردار است. بافران از سه محله ي برجسته و مهم دجله ، سقره و محله ي بالا تشکیل شده است. البته در دل این محله ها، جاهایی نیز به عنوان محله هاي فرعی به وجود آمده که محله هاي دروازه بالا، دروازه پایین، جلوخون(جلوخان) سرسنگ، گودالو و پارکی از این دسته اند. شکل گیري این محله ها براي تکمیل کردن عدد هفت محله، مانند محله هاي هفت گانه نایین بوده و اگر محله هاي فرعی را نیز به حساب بیاوریم در مجموع محله هاي هفت گانۀ و محلۀ « گودالو » بافران از این قرار است: دجله، سقره، محله بالا، دروازه، جلوخان، سرسنگ یا پارکی. شاید چنین توجیهی به مناسبت عقیده و اعتقاد به تقدس عدد هفت، بی پایه و اساس به نظر برسد ولی آنچه دربارة موقعیت شهرها و روستاهاي ایران و هسته هاي شکل گیري آنها مورد توجه است نقش محله ها و همچنین مرکزیت و اهمیتشان در ادارة محل زندگی آنها بوده است. به جز محلۀ جلوخون، دروازه و محلۀ بالا که هر کدام با توجه به نقش و موقعیت خاص آنها به این نامها نامگذاري شده اند؛ وجوه نامگذاري محله هاي بافران نیز مانند خود بافران، براساس استدلال و دلیل موجهی نیست. موقعیت کوهپایه اي، ناهمواریها و شیب زیاد بافران و اختلاف سطح ۳۰ الی ۴۰ متر بافران با نایین، باعث ایجاد مشکلات فراوانی به خصوص در زمان بارندگی هاي سیل آسا می شود. تعبیۀ مکان هایی چون پارکی و لاجاره (محل تجمع آب باران و برف در کنار قلعۀ رستم و انتهاي محلۀ سقره) گره گشاي این مشکل بوده است. محله دجله در هستۀ اولیۀ بافران از جایگاه و موقعیت خاصی برخوردار است. وجود آب فراوان در این قسمت که در شمال شرقی بافران، قرار دارد باعث شکل گیري سنگ بناي بافران شده است. این ناحیه را به خاطر آب فراوانش به دجله نامگذاري کرده اند. وجود قلعۀ رستم و قلعۀ علی آباد و بناي تاریخی یخچال در محلۀ دجله ، نشان دهندة اهمیت، قدمگاه امام رضا این منطقه بوده است. از دیگر مناطق مهم و کلیدي بافران محلۀ دروازه است که در منتهی الیه جنوب غربی بافران قرار دارد. نامگذاري دروازه به خاطر وجود دروازه اي چوبی بوده و در واقع درب ورودي بافران نیز بوده است. محلۀ سرسنگ و گودالو نیز از دیگر محله هاي بافران است که به خاطر زمین سنگی آنجا به این نام معروف شده است. این محله در مجاورت پارکی و قلعۀ رستم قرار دارد و با مصلّی و جلو خون نیز در ارتباط است. مصلّی در مجاورت حسینیۀ بافران قرار دارد. مصلّی و حسینیه از بناهاي دورة اسلامی بافران هستند که امروز از مصلّی چیزي بر جاي نمانده و در حدود آن ،کتابخانه و مرکز فرهنگی نیستانی قرار دارد . از دیگر محله هاي برجستۀ بافران، محلۀ سقره است. محله اي که به خاطر زمین سنگی و پر از سقر (تکه هاي بزرگ سنگ) به این نام، معروف شده است. سقره در منتهی الیه جنوب شرقی بافران قرار دارد. رباط عباسی ، منزل امیر خان عرب بافرانی و شترخوابها از نقاط دیدنی این محله بوده است. رباط عباسی که مابین دروازه پایین و سقره واقع شده کاروانسرایی بوده که شاه مشرّف شده احداث نموده است. عباس صفوي در سفري که پیاده به سوي مشهد الرضا وجود چنین کاروانسرایی و همچنین منابع آب و مراتع فراوان باعث شده که بافران نیز از نقاطی باشد که کاروان هاي بسیاري در هنگام کوچ خود در آن توقف نمایند تا آنجا که طبق گفتۀ جناب آقاي محمدحسین شهریاري بافرانی که از معتمدین و فضلاي بافران به حساب خانۀ حاج شهریار واقع در پاي منار » : می آیند در قباله اي قدیمی چنین مطلبی ذکر شده است البته امروزاز آن بناي تاریخی نیز اثري بر جاي نمانده و به جاي آن .« حدي به جوب ساربان ها خودنمایی می کند. آخرین حد سقره به لاجاره ختم می شود. لاجاره مجتمع بقية الله الاعظم محل تجمع آب برف و باران است. شکل و موقعیت ظاهري « پارکی » گودالی است که همچون بافران و شیب زیاد آن باعث شده که از قدیم، نقاطی براي جمع آوري آب هاي سطحی تعبیه شود. لاجاره، پارکی و کتل ها این وظیفه را به عهده داشته اند تا از تجمع آب و سرازیر شدن آن به داخل روستا جلوگیري نمایند.
برگرفته از: کتاب فرهنگ نایین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>