نایین/ دیار هنرمندان…

توکلی

نایین دیار هنرمندان…
بازنشر: ابراهيم توكلي محمدي مردي بود خودبسنده و واجد خصلت هاي انساني يگانه. هوش مكانيكي و انتزاعي را به يكسان داشت و حضورش خواستني و گرما بخش. از آنهايي كه سيگار اشنو را توي سيگاردان با آداب مي افروختند و دغدغه شان گره گشايي از كار هم نوع بود و حرمت قائل بودند براي مقام انسان. ابراهيم در سور و سوگ همراه شادي و اندوه همگان بود. در سورها سرنا مينواخت و در سوك ها همدلي و همكاري ميكرد با صاحبان سوك. در فيلم كوتاه “آروس” به كارگرداني احمد طالبي نژاد نقشي كوتاه داشت. نقش پدر دخترك قاليباف كه قرار است زودهنگام به خانه ي بخت برود. آنجا بود كه با ابراهيم بيشتر محشور و شيفته اش شدم. حالا ديگر نه او در ميان ماست و نه حميده خسروي، بازيگر نقش دخترك. هر دو زودهنگام و ناباورانه يكي شدند با خاك گورستان محمديه. اين اواخر براي زنده نگه داشتن هنرهاي دستي محمديه در موزه ي مردم شناسي نائين براي بازديدكنندگان و توريستها به شكل نمادين عبابافي ميكرد و حالا در همان موزه تنديسي ساخته اند ازش به پاس پاسداري اش از صنايع دستي شهر و نماد فرديتي تكرارناشدني.
باتشکر از آقای عقیل قیومی محمدی جهت ارسال مطلب.

یک نظر در “نایین/ دیار هنرمندان…

  • آذر ۱۴, ۱۳۹۴ در ۱:۳۷ ب.ظ
    پیوند یکتا

    خدا رحمت كند ايشان را ………
    به خاطرم دارم در خردسالي كه با خانواده از تهران به مناسبت ماه محرم به ممتي مي رفتيم. ايشان درعزاداري ها و دسته جات طبل مي زد. روزي از سر كودكي در ميان دسته عزاداری شيطنتي كرده و در لا به لاي جمعيت خود را گم كردم ولي از دور ديدم كه آن مرحوم به خيال اينكه پسر خاله ام شيطنت كرده، با چوبي كه سري نرم داشت و با آن بر طبل ميزد، بجاي من سر او را نواخت و تذكري داد………. يادش بخير انكار همين ديروز بود….
    راستي هنوز بعد كذشت سالها از پسرخاله ام حلاليت نگرفتم. يادم باشد این بار كه آمدم ممتي حلاليت بگيرم ….انشاء الله….

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>