پایگاه ممتی، نایین/ رسانه، یک بام و دو هوا…!

 یک بام و دو هوا

رسانه، یک بام و دو هوا…!

نمی دانم چه حکمتی دارد که ما حتما و حتما باید در انتشار اخبار و واکنش به اتفاقات و رویدادها یا از این ور بام بیفتیم یا از آن ور؟! یعنی نمی شود اتفاقی در این سرزمین رخ دهد و ما خیلی عادی و معمولی منتشرش کنیم و به جا و به موقع هم در مقابل آن حدت و شدت نشان دهیم. انگار کلا عمده رسانه های ما را برای افراط و تفریط راه انداخته اند و همچنین خودمان را! که البته متاسفانه این موضوع در رسانه ملی بیشتر و جدی تر به چشم می آید. رسانه ای که بیشترین تاثیر را روی قاطبه مردم دارد و بیشترین نفوذ و اثربخشی را روی خواص و عوام از دورترین نقاط کشور تا مرکز پایتخت. گاهی یک خبر نه چندان مهم چنان برجسته می شود و چنان دقایق و ساعت ها و مدت ها زمان و مکان از رسانه را به خود اختصاص می دهد که گویی هیچ اتفاقی جز آن در این کشور رخ نداده و گاهی از کنار یک خبر مهم چنان می گذریم که انگار اصلا وجود نداشته است! کشته شدن یک کودک مظلوم در یک کشور مسلمان، حمله پلیس فلان کشور به مردمی که شعار آزادی خواهی می دادند،سرکوب مخالفان دولت در فلان کشور، آتش زدن کتاب مقدسی در کشوری دیگر، بی احترامی به ایرانیان در فلان کشور عربی، قتل یک ایرانی در کشوری متمدن و ده ها و صدها خبری که یکی یکی شان مهم و در خور نوشتن و برجسته سازی است گاهی تا مدت ها تیتر یک رسانه های کشور علی الخصوص تلویزیون ملی می شود آن چنان که در کنارش از اخبار مهم می گذریم. باز کردن بخیه صورت یک کودک توسط کادر یک بیمارستان در فلان شهر تا مدت ها خبر یک است و اعتراض ها و محکوم کردن ها و یادداشت ها و  آه و فغان ها که از کنارش برمی خیزد و جامعه بی تعهدی را محکوم میکند اما اقدام زیبای پزشک هموطن در نوشتن یادداشتی برای پرداخت هزینه یک بیمار نیازمند پشت نسخه او را انگار شوخی میپنداریم و جز در حد انتشار در شبکه های مجازی بهایش نمی دهیم. کشته شدن کودکان فلسطین و لبنان در نهایت مظلومیت را می نویسیم و برایش اعتراض می کنیم و تحصن و محکوم کردن هایمان تا مدت ها ادامه دارد اما قتل فجیع بعد از آزار وحشیانه کودک افغان توسط جوان ایرانی را حتی در حد خبر کوچکی در رسانه ملی هم بها نمی دهیم! زحمات چندین و چند ماهه مسئولین کشور و وزارت خارجه را برای رفع موانع ارتباطات بین المللی، حذف تحریم ها، رفع نگاه بدبینانه جهانی برای فعالیت های صلح آمیز هسته ای را که به حق از مهمترین دستاوردهای دولت بعد از انقلاب است را که همه کشور را تحت الشعاع قرار داده به راحتی با یک تیتر زیر سوال می بریم و با اولین مانع یا حتی چیزی که درست از آن سر در نمی آوریم به یک موضوع مبهم و نا امید کننده تبدیل می کنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است! همه حیف و میل ها و تخلفات مالی یک دولت را که آشکارا برای دستگاه قضا روشن شده و حتی متهمین و محکومینش در حال سپری کردن دوران محکومیت خود هستند را ندیده گرفته و دقیقا همان ارقام تخلف را به دولتی نسبت می دهیم که طی مدت فعالیتش با اوضاع وخیمی که تحویل گرفته توانسته قدم های موثری برای زدودن رنگ درد از سر و روی کشور بردارد. دو مورد اخیر متاسفانه در روزهای گذشته در رسانه ای که با نام و قدمش بایستی الگوی روزنامه نگاری حرفه ای باشد اما مدت هاست تبدیل به رسانه نق زن و نومید کننده شده است شاهد بوده ایم و قطعا هم تمام شدنی نیست و نخواهد بود. اما چرا؟ چرا برخی از ما با داشتن نام ایرانی و افتخار به ملیت و التزام به کشور و هویتمان فراموشمان می شود که روزنامه نگاری و فعالیت رسانه ای بی تعهد به بیان حقیقت پشیزی نمی ارزد؟! چرا جز تیترهای جنجالی غیر واقعی حرفی برای گفتن نداریم؟ چرا همیشه اصل را فدای فرع می کنیم و حاشیه را به پای اصل به قربانگاه می کشانیم؟ تا کی قرار است نبینیم و نشنویم و از اینور و آنور بام سقوط کنیم؟ چرا نمی توانیم یک مدت کوتاه هم که شده بی حاشیه بی جنجال بی دروغ های شاخدار بی نسبت های ناروا زندگی کنیم و فقط حقیقت را رسانه ای کنیم حتی اگر خلاف مشی و روشمان باشد؟ زیستن در سرزمینی که رسانه هایش جز حقیقت و جز با انصاف ننویسند و نگویند آرزوی زیاد بزرگ و عجیبی نیست.کاش بگذارند به آرزوهایمان برسیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>