پایگاه ممتی، نایین/ حرمتهایی که شکسته می شوند…

مسجد عمادالدین محمدیه

تصویر نمایی از گنبد مسجد عمادالدین محمدیه

حرمتهایی که شکسته می شوند…

یادمه وقتی بچه بودیم، ماه رمضان شآن و شوکت خاصی داشت. حتی خلاف کارها هم حرمت این ماه را نگه میداشتند و یک ماه از خلاف روزه می گرفتند. همه سرشان پایین بود و کاری به کسی نداشتند. سیگاری های حرفه ای وقتی می خواستند یک نخ سیگار بکشند هفت تا سوراخ پنهان می شدند که مبادا حرمت ماه مبارک بشکند. بچه هایی که توی مدرسه ها روزه نبودند و می خواستند چیزی بخورند میرفتند توی دستشویی و یا گوشه ای که کسی آنها را نبیند، آبدارخانه مدرسه ها و اداره ها رسما تعطیل بود. کبابی ها و ساندویچی ها دم غروب موقع افطار یکی یکی باز میشدند. بستنی و آبمیوه و هله هوله فقط دم غروب دست بعضی مردم و بچه ها دیده میشد…حتی لامذهب ها و مریض ها و پیرها هم حرمت نگه میداشتند و جلوی جمع چیزی نمیخوردند توی این ماه. حالا یکی دوساله که ماه رمضون هم شده یه ماهی مثل همه ماه ها، بوی کباب سر ظهر از کبابی بلند میشه، بستنی و آبمیوه از صبح در دسترس همه هست، توی اداره ها هر کی میخواد میره آبدارخونه و غذاشو گرم میکنه یا چای میخوره اونم نه دزدکی خیلی عادی و راحت. سیگاری ها توی هرجایی که دلشون بخواد سیگاری درمیارن و دود میکنن، بچه که بودم بابا چون زخم معده داشت و سیگار هم می کشید روزه نمیگرفت اما هروقت میخواست سیگار بکشه میومد خونه میگفت نمیشه بیرون گناه داره!

یادمه حتی وقتی توی خیابون هوس خوراکی میکردیم مامان میخریدش اما میگفت بذار برسیم خونه بعد بخور! ماه رمضونه گناه داره. حالا مامانه خودش زودتر از بچه ش… حرف روزه گرفتن و نگرفتن نیست. چون خود خدا هم توی قرآنش گفته در دین هیچ اجباری نیست. حرف حرمت نگه داشتنه، حرمت هایی که یه روزی بودن و حالا دیگه نیستند. حرمت هایی که نسل به نسل پدر و مادرها به بچه ها یاد میدادن و حالا پدر و مادرها مسخره می کنند تا بچه ها هم یاد بگیرن. چی داره به سرمون میاد که حتی اندازه یک ساعت نگه داشتن شکممون برای دین خدا ارزش قائل نیستیم؟

نویسنده: یک دوست…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>