روز مادر مبارک

تقدیم به تمام مادران جهان …  *روز مادر مبارک*

تاج از فرق فلک برداشتن * جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشت آرزو، ره یافتن * هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز * شب بتی چون ماه در بر داشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب * روی گیتی را منور داشتن

شامگه چون ماهِ رویا آفرین * ناز بر افلاک اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلک * بال در بال کبوتر داشتن

حشمت و جاه و سلیمان یافتن * شوکت و فَر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن * ملک هستی را مسخر داشتن

بر تو ارزانی که ما را خوش تر است * لذت یک لحظه مادر داشتن

“شعر از فریدون مشیری”

بیشتر بخوانید

دوره گرد

شعر ((آقا سفره خالی می خری)) یک شعر اجتماعی است که نتایج فقیر بودن افراد جامعه را نشان می دهد که چطور افراد می توانند در چنین شرایطی روزگار بگذرانند.

با هم شعر را می خوانیم :

“دوره گرد” شعر از قیصر امین پور

 یاد دارم یک غروب سرد سرد * میگذشت از کوچه مان یک دوره گرد

دوره گردم دار قالی می خرم * دست دوم جنس عالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم* کاسه وظرف سفالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست * عاقبت آهی زد و بغضش شکست

اول سال است و نان در خانه نیست * ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

سوختم دیدم که بابا پیر بود * خواهر کوچکترم دلگیر بود

بوی نان تازه هوشم را ربود * اتفاقا مادرم هم روزه بود

خم شده، آن قامت افراشته * دست خوشرنگش ترک برداشته

مشکل ما درد نان تنها نبود * فکر میکردم خدا آنجا نبود

باز آواز درشت دوره گرد * پرده اندیشه ام را پاره کرد

دوره گردم دار قالی می خرم * دست دوم جنس عالی می خرم

خواهرم بی روسری بیرون دوید!

آی آقا  سفره خالی می خرید؟!؟

بیشتر بخوانید

کوچه ها …

کوچه ها …

کوچه ها که بارانی می شوند آدم هوس می کند عاشق شود!

  زیر باران قدم بزند، گاهی بزند زیر آواز …

  برود تا کوچه های کودکی و هم بازی هایش را پیدا کند.

  برود تا کوچه های نوجوانی و دنبال همان دل تپیدن های بی دلیل بگردد

  کوچه یعنی یک اتفاق، یک جرقه، مثل شب های روشن آتش بازی

 کوچه همین جوی آب است که نمی دانیم تا کجا می رود

  همسایه ای است که آش نذری می آورد

درهایی که رو به یک زندگی باز می شود و محله هایی که نام کوچک من است

  نام کوچک تو، اصلا من و تو با همین کوچه ها معنی می شویم.

 جغرافیای زیستن ما از همین کوچه ها شروع می شود، از همین محله ها .

 کوچه ها و محله هایی که کسی در آن به کفش کهنه کودکی نمی خندد .

  کسی نمی داند چتر یعنی چه  و باران که می بارد من هوس می کنم که از کوچه ها بگویم …

بیشتر بخوانید

یادواره استاد

یادوارۀ استاد

به مناسبت چهلمین روز درگذشت زنده یاد پروفسور محمد علی جعفریا ن محمدی مراسمی باشکوه در زادگاهش -محمدیه نایین- باحضور فرهیختگان و دانشجویان مبرّز ایشان وشهروندان دانش دوست، برگزار گردید.در این مجلس به ترتیب آقایان شکرا…اسلامی-دبیر دبیرستان های نایین-، ناصر مستقیمی-دبیر دبیرستان های نایین-،دکتر عبدالحمید قیومی-استاد دانشگاه-، عباس کمالی-شهردار اسبق نایین -ودکترحسین ترابی-استاد دانشگاه اصفهان – در وصف استاد خود به ذکر خاطراتی پرداخته، یادش را گرامی داشتند.

بیشتر بخوانید

دست خالی

دست خالی

پدر دست خالی آمد وگفت میوه گران است نه دست ما می رسد بخریم، نه دست همسایه های ما!

مادر گفت غمی نیست چند وقت دیگر انگورهای خانه می رسد.

 بعد رفت و ساقه های رونده مو را به طرف خانه همسایه خم کرد.

 پدر گفت تو که هر سال برایشان انگور  می بری!

 مادر جواب داد این جوری هر وقت دلشون خواست می تونند خودشون بچینند.

 چند روز بعد در زدند!

 همسایه بود با ظرفی پر از انگور…

آنها هم دستشان رسیده بود …

بیشتر بخوانید