از شما چه پنهان…

نویسنده : احمد طالبی نژاد   ناشر : چشمه، سال چاپ : ۱۳۹۳

از شما چه پنهان
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) احمد طالبی نژاد نویسنده و منتقد سینما، دارای مدرک کارشناسی ادبیات فارسی است. او نویسنده مجله ماهنامه فیلم است و تا کنون چند فیلم کوتاه و مستند نیز کارگردانی کرده‌است.
«از شما چه پنهان» عنوان کتاب جدید احمد طالبی نژاد است. این کتاب شامل خاطرات مطبوعاتی و سینمایی اوست که به تازگی از سوی انتشارات «چشمه» منتشر و روانه بازار نشر شده است. او پیش از این کتاب «گفت‌و گو با ناصر تقوایی» را منتشر کرده بود.
طالبی نژاد در مقدمه این کتاب می‌گوید: از نوجوانی خواندن خاطرات و سفرنامه‌ها را بیش از دیگر اشکال نوشتار دوست می‌داشتم چون یک جور خود افشاگری در این نوع نوشته هست که ممکن است در دیگر انواع نباشد. اما معمولا کسانی خاطراتشان را می‌نویسند که در دوره حیات خود منشا یا مصدر کار مهمی بوده باشند. سیاستمداران، دانشمندان، هنرمندان، شاعران، نویسندگان و کسانی که جامعه با هویت و نقش اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و هنری آنها آشنا هست و می‌خواهد بگوید او چگونه وقایع و زندگی خود و دیگران را روایت کرده است. اما من هیچ یک از آنها نیستم روستازاده‌ای هستم که نه از سر تقدیر که به میل و اراده خود سر از دنیای نوشتن و سینما در آوردم و بیش از سی سال از عمر نه چندان با برکتم را در این راه‌ها گذرانده ام.

دنیای بچه ها…

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

دنیای بچه ها…
دنیای بچه ها، پر از حرف نگفته و قصه های شیرین است!
بچه ها معصوم، پاک و البته زلالند…
برای همین دوست داشتنی و خواستنی هستند.
دنیای بچه ها سرشار از صداقت، احساس و دور از تظاهر و فریب است

عکس…

album

عکس…
از این که آلبو م های عکس توی کمد خاک می خورند دلم می گیرد!
از این که اسم پوشه های کامپیوتری را بگذارند دفترجه های خاطره حالم بد می شود!
به خصوص وقتی که می خواهی پا به پای تکنولوژی قدم برداری اما به تو می گوید ظرفیت پر شده و برای
این که بتوانی همه ی عکس هایت را از این قوطی الکترونیکی بیرون ببری باید قید چندتایشان را بزنی
چون حجمشان زیاد است، یا چه می دانم؟ از این حرف ها.
عکس را باید برد به آتلیه و چاپ کرد. مات یا براق فرقی نمی کند فقط باید مواظب باشیم که درست و
تمیز زیر آن لایه ی نازک برگه های آلبوم جا بگیرند بعد آرام آرام ورق بزنی وچشم بدوزی به آدم هایی
که جا شده اند در قطعه های مستطیل شکل، آدم هایی که اگر یک شب تا صبح نگاهشان کنی خودشان از
میان آلبوم بیرون نمی آیند اما یادشان چرا !
این روزها اگر برق را از خانه های مردم بگیری زندگیشان فلج می شود اما اگر عکس هایت را چاپ کرده
باشی در تاریک ترین شب ها هم زیر نور شمع صورت عزیزت دیده می شود!
آنوقت تو، او، خدا، هر سه!… کی فکرش را میکرد؟!…

خانه پدری…

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

خانه پدری…
خانه ی پدری را دوست دارم! چایی همیشه دم است، روی سماور، توی قوری…
درِ خانه همیشه باز است و مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواهد…
غذاها ساده و خانگی است. بویش نیازی به هود ندارد.
عطرش تا هفت خانه می رود.
کسی نان خشکه ندارد و نان برکت سفره است! مهمان ناخوانده آب خورشت را زیاد می کند.
دلخوری ها مشاوره نمی خواهدو دوستی ها حساب و کتاب ندارد.
سلام ها اینقدر معنا ندارد؟! سلام گرگی وجود ندارد.
افسردگی بیماری نایابی است!