نایین/ زيبا سازي شهر…

زیباسازی شهر

نایین/ زيبا سازي شهر…
شايد زياد شنيده باشيد كه برخي مديران شهري مي‌گويند: اين همه مشكلات و معضلات شهري داريم، آلودگي هوا، ترافيك، حجم زياد زباله توليدي، آب گرفتگي معابر، پروژه‌هاي نيمه تمام، كمبود اعتبارات و بودجه و… و سپس نتيجه مي‌گيرند كه آيا بهتر نيست بجاي اينكه شهر را بزك كنيم، به حل اين مشكلات مهم بپردازيم و هر زماني كه اين‌ها را حل كرديم، برويم سراغ «زيبا سازي»؟
حتي گاهي اين موضوع در برخي از شهر‌ها از متوليان فضاي سبز شنيده شده كه جاي تعجب بسيار دارد!
پاسخ: اگر شهر را به انساني تشبيه كنيم كه ده‌ها نوع درد و مرض دارد، به معالجه كدام بيماريش بايد برسيم؟ فرض كنيد چشم او مشكل دارد، گوش و دست و پا و كمر او درد دارند، مشكل گوارش و تنفسي دارد و از جهت روح و روان هم وضع مناسبي ندارد. آيا اين درست است كه بگوييم فعلا به معالجه برخي اعضاء فرد بپردازيم و مشكل اعصاب و روان او را بگذاريم در مرحله آخر؟
مسلماً بايد همزمان به معالجه همه بيماري‌هاي اين فرد پرداخت زيرا: اولا متخصصين مربوط به هر يك از اين شاخه‌هاي درماني با ديگري فرق مي‌كند و هر يك كار خود را انجام مي‌دهند (همانطور كه در شهرها هم براي همه وظايف مختلف، واحدهاي گوناگوني مسئوليت دارند و هركدام متخصصين و امكانات خود را دارند)، ثانيا زيبا سازي شهر با روح و روان شهروندان سر و كار دارد. امروزه اكثر پزشكان معتقدند كه سالم سازي روان افراد حتي بسيار مهم‌تر از سالم سازي جسم افراد است. زيرا علاوه بر اينكه روح و روان اهميت بالايي دارد، خودش در تسريع درمان بيماري‌هاي جسمي نيز موثر است. در شهر نيز گرچه فضاي سبز خود يكي از عوامل سالم سازي هوا است، اما اثر مثبت فضاي سبز و زيبا سازي‌ها، روي روح و روان شهروندان اثر مستقیم داشته، منجر به شادابي آنها مي‌شود. اعمال مديريت بر شهروندان راضي و شاد، بسيار راحت تر از مديريت بر شهروندان عصبي و منفي نگر است. حتي امروزه روي مقوله «مديريت شادي» در شهرهاي مختلف دنيا بصورت علمي و سيستماتيك كار مي‌كنند و دائما ميزان شادي و روحيه شهروندان را تحت نظر دارند.
متاسفانه در محمدیه که یکی از بزرگترین محله های قدیمی شهر نایین با قدمتی هزاران ساله و دارا بودن ابنیه های ارزشمند تاریخی محسوب می شود؛ سالیان درازی است که نه از فضای سبز شهری خبری هست نه از زیباسازی؟! ظاهراً مسئولین ذی ربط در زمینه ی سلامت روح و روان همچنین میزان شادی و روحیه شهروندان برنامه ای در دست ندارند. امید است از این پس بیشتر به فکر مهم ترین و قدیمی ترین قسمت شهر تاریخی نایین- محمدیه- باشند.

نایین/ معرفی باغ مصلی نایین…

معرفی باغ مصلی نایین

نایین/ معرفی باغ مصلی نایین…
باغ مصلی دارای دو دروازه ی ورودی است. یکی از دیوار شمالی در راستای سر دروازه جا دارد که ورودی اصلی محسوب می شده است. ورودی دیگر دروازه ی جنوبی ست که بر محور شمالی جنوبی باغ و در راستای دروازه شمالی قرار گرفته است. راستای خیابان با محور ورودی اصلی و محور تقارن گذرها مطابقت دارد و از وسط ساختمان می گذرد. دو ردیف درخت پسته در دو طرف گذر های کناری و میانی باغ کاشته شده و درختان کاج در باغ بصورت پراکنده کاشته شده اند. آبیاری باغچه ها و درختان باغ از طریق جوی های خاکی انجام می شود. جوی هایی که از پای درختان کناری دوطرف گذرهای اصلی باغ می گذرند. آبگیر و آب نمایی در سطح باغ وجود ندارد، ولی گذربندی فضای باغ از نظام هندسی معمول باغ های ایران استفاده کرده است.
عمارت…
گنبدی فیروزه ای رنگ و بلند بر بلندی بخش میانی ساختمان قرار دارد. این گنبد بر بخش میانی تالار چایپا شکل پا برجا است که در راستای محور رو به قبله است. هشت در ورودی مشبک یکسان، دسترسی باغ را به تالار گنبد پوش آسان می کند. در هرجداره از بنای هشت وجهی دو در ورودی و روزنه ای وسیع در اطراف آن وجود دارد. که این معنای تمثیلی ست از بازکردن هشت در باغ بهشت بر این عمارت. نقشه ی عمارت نقشه ی هندسی ساده ی هشت و نیم هشت است که اضلاع بلندتر آن با محور قبلی در یک جهت قرار گرفته و بر همین اساس چهار ضلع کوتاه تر در جهات فرعی قرار گرفته اند. هرکدام از اضلاع کوتاه تر ایوانی رو به باغ دارد که بین دو در ورودی جا گرفته اند، راستای دو ورودی در دو جهت عمود بر هم اصلی است. ایوان ها مثل تالار انتظاری هستند برای ورود به ساختمان. هریک از ورودی ها به دالانی راه پیدا می کنند که دو به دو، در نزدیکی فضای گنبد خانه یکی شده است و به ورودی های اصلی گنبد خانه دسترسی دارد. جهت همه ورودی های گنبدخانه، در جهات فرعی ست که هندسه آن تابع فضای هشت و نیم هشت گنبد خانه است. در میان گنبدخانه سه سنگ قبر در کنارهم، پیام رسان مجموعه ای از قطعه های کوتاه شده از احوال سرگذشت مربوط به سه نفر از بزرگ مردان خاندان پیرنیاست. سنگ نوشته شمالی، بیانگر احوال پیر عبدالوهاب (پیر نائین) است و دو سنگ نوشته میانی مربوط است به احوال ابوالحسن خان پیرنیا (معاضدالسلطنه) نواده پیر نائین و سنگ نوشته جنوبی، احوال حسین پیرنیا (مؤتمن الملک) نواده دیگر پیرنیا ست…

عصای دست…

عصای دست

عصای دست…
اگر جوان و رشید و توانمندیم، روزی پدر و مادرمان نیز همچون ما بوده اند که امروز پیر و ضعیف و ناتوان شده اند. همین ضعف و پیری در انتظار ما نیز هست. اگر طالب آنیم که در دوران کهولت و از کارافتادگی، فرزندانمان عصای دستمان و بازوی پرتوانمان باشند؛ باید خود ما نسبت به والدین خویش چنین باشیم. با این عمل، شیوه ی انسانی رفتار با پدر و مادر را به آنان بیاموزیم. کسی که حق بزرگترها را نشناسد و مراعات نکند؛ چگونه انتظار دارد که دیگران حق او را بشناسند و مراعاتش کنند؟

مهربان باش…

مهربان باشیم

مهربان باش…
مهربان باش و مهربانی ات را به آدم هایی که در اطرافت هستند؛  نشان بده. در حقیقت خیلی از ما به اندازه ی کافی به آدم هایی که در اطرافمان هستند مهربانی مان را نشان نمی دهیم. مهربانی و جاری کردن آن، به ما کمک می کند تا ویژگی ها و قابلیت های دیگری همچون محبت، صبوری و عشق را نیز کشف کنیم.
بیایید کاری بکنیم …!
بیایید بعد از اینکه این نوشته را خواندیم؛  به هر آدمی که در اطرافمان هست  بیشتر ابراز محبت و مهربانی کنیم و ببینیم آنها چگونه رفتار می کنند، چه حسی پیدا می کنند و چه عکس العملی نشان می دهند… نه تنها این، بلکه حتی توجه کنیم که خودمان هم پس از آن رفتار، چه حسی بهمان دست می دهد. شاید حتی با اینکار، احساس بهتری نیز نسبت به خودمان پیدا کنیم…

تعریف و تمجید…

تعریف

تعریف و تمجید…
یا به کاری بپرداز که عاشق آن هستی یا در کاری که انجام می‌دهی عشق جاری کن…
بهتر است شیوه ی نگاه کردن تو به پدیده‌ها این‌گونه باشد. اگر عاشق کار ی بودی، به آن دست بزن، طلب شهرت نکن. اگر زمینه ی آن فراهم باشد، با آغوش باز از آن استقبال کن. اگر نشد، به آن فکر نکن. رضایت خاطر تو باید در وجود کار باشد. اگر هر کسی همین هنر ساده ی عشق ورزیدن به کارهای مثبت را بیاموزد؛ هر کاری که هست، بدون طلب شهرت از آن لذت مي‌برد. در این صورت ما دنیای زیباتر و سرور انگیزتری خواهیم داشت. پدر و مادرها، آموزگاران و… همواره این فکر را در تو تقویت کرده‌اند که باید شناخته شوی، باید مورد پذیرش قرار بگیری و این شگردی برای کنترل انسان‌‌هاست. یک چیز اساسی را بیاموز؛ به کار مثبتی که دوست داشتی و عاشق انجام دادنش بودی؛ دست بزن و هرگز طالب قدرشناسی و پذیرش دیگران نباش. چرا باید آرزومند تمجید و تحسین دیگران باشی؟ چرا باید چشم ‌انتظار پذیرش از سوی دیگران باشی؟ به عمق وجودت نظر کن! چه بسا تو به آنچه می‌کنی علاقه‌ای نداری، شاید از این می‌ترسی که در مسیر اشتباهی افتاده باشی و بنابراین پذیرش از جانب دیگران در تو این احساس را به وجود می‌آورد که مسیر درستی را انتخاب کرده‌ای. قدرشناسی و تمجید از سوی دیگران سبب می‌شود؛ احساس کنی که به سوی هدف صحیحی پیش می‌روی. هنگامی که از طرف جمعی از افراد مورد تمجید و احترام قرار بگیری؛ مجبوری مطابق خواست آن ها مبادی آداب و انتظارات آنها باشی تا برای تو  عزت و احترام قایل باشند اما چه چیزی عایدت می‌‌شود؟ روحت را از دست می‌دهی و در ازای آن هیچ سودی نمی‌بری!…
منبع: نماآوای زندگی