پایگاه ممتی، نایین/ آمدی جانم به قربانت! شورلت در ایران…

شورلت2

سرانجام پس از برداشتن تحریم ها پای آمریکایی ها به ایران با شورولت باز شد این برند خودروسازی به وسیله شرکت جنرال موتورز کره جنوبی خود را به ایران رسانده است. بر اساس لیست خودروهای مجاز منتشر شده توسط سازمان توسعه تجارت، تیپ‌های مختلف شورلت AEVO، شورلت TRAX، شورلت کپتیوا، شورلت کروز و شورلت سونیک به بازار ایران خواهند آمد. مدل های TRAXو کپتیوا در کلاس شاسی‌بلند، AEVO، سونیک و کروز نیز در کلاس‌های سدان و هاچ‌بک به ایران وارد خواهند شد.

هنوز قیمت این خودروها در بازار مشخص نشده است.

مجوز واردکننده شورلت در اتاق اصناف تا تاریخ ۲۹ آذر ۱۳۹۸ معتبر است. این شرکت خصوصی در خیابان گاندی تهران حضور دارد. باید منتظر قیمت این خودروهای آمریکایی در ایران بود.

شورلت1

برگرفته از کانال گاراژ ماشین ها…

پایگاه ممت، نایین/ تصاویر مربوط به مراسم معنوی اعتکاف در مسجد جامع محمدیه…

اع1

تصویر مربوط به مراسم معنوی اعتکاف در مسجد جامع محمدیه.

اع2

تصویر مربوط به مراسم شب وفات حضرت زینب(س) معتکفین در مسجد جامع محمدیه.

اع3

تصویر مربوط به مراسم شب وفات حضرت زینب(س) معتکفین در مسجد جامع محمدیه.

پایگاه ممتی، نایین/ تصویر حضور گردشگران خارجی در آسیاب آبی ریگاره محمدیه…

تصویر حضور گردشگران خارجی در آسیاب آبی ریگاره محمدیه…
گ1

تصویر حضور گردشگران خارجی در آسیاب آبی ریگاره محمدیه…

گ2

پایگاه ممتی، نایین/ بافت تاریخی محمدیه را نجات دهید!…

بافت فرسوده

بافت تاریخی محمدیه  را نجات دهید!

بافت تاریخی نایین گرچه یکی از بی نظیرترین بافت های تاریخی دنیا به شمار می رود اما ساماندهی آن طی سال های اخیر به معضلی برای ساکنان آن و مسئولان امر تبدیل شده است. قرار گرفتن بافت تاریخی و بافت فرسوده در بطن یکدیگر از یک سو سبب از بین رفتن منظر تاریخی این بافت و از سوی دیگر دشواری ساماندهی بافت تاریخی شده است. این روزها بافت تاریخی نایین در حالی گامی بزرگ به سمت ثبت جهانی برداشته است که مشکلات ریز و درشت همچنان این بافت را تهدید می کند. بافت تاریخی محمدیه تاکنون از آن جهت حائز اهمیت بوده است که به رغم قدمت بالا همچنان به واسطه جریان داشتن زندگی در آن، پویا و با نشاط بود اما اکنون برخی کمبود ها امکانات از جمله تعریض کوچه ها ی اطراف بناهای تاریخی و … سکونت در این بافت را دچار مشکل کرده و ساکنان به تدریج این منطقه را ترک می کنند. یکی از مشکلاتی که همواره بر سر راه میراث فرهنگی است، وجود چند متولی است بنابراین لازم است میراث فرهنگی، شهرداری، شورای شهر و … با تعامل بیشتر به نتیجه نهایی برای ساماندهی بافت تاریخی برسند و این میراث کهن و ارزشمند تاریخی را حفظ کنند. به طور قطع کالبد بافت تاریخی، بدون روح به جنازه ای متعفن تبدیل خواهد شد و لازم است برای جلوگیری از این امر روح زندگی در بافت تاریخی دمیده شود. برای تحقق این مهم نگاه خاص و ویژه به بافت تاریخی با توجه به نیازهای ساکنان منطقه و حفظ کرامت آنها ضروری است.

پایگاه ممتی، نایین/ رسانه، یک بام و دو هوا…!

 یک بام و دو هوا

رسانه، یک بام و دو هوا…!

نمی دانم چه حکمتی دارد که ما حتما و حتما باید در انتشار اخبار و واکنش به اتفاقات و رویدادها یا از این ور بام بیفتیم یا از آن ور؟! یعنی نمی شود اتفاقی در این سرزمین رخ دهد و ما خیلی عادی و معمولی منتشرش کنیم و به جا و به موقع هم در مقابل آن حدت و شدت نشان دهیم. انگار کلا عمده رسانه های ما را برای افراط و تفریط راه انداخته اند و همچنین خودمان را! که البته متاسفانه این موضوع در رسانه ملی بیشتر و جدی تر به چشم می آید. رسانه ای که بیشترین تاثیر را روی قاطبه مردم دارد و بیشترین نفوذ و اثربخشی را روی خواص و عوام از دورترین نقاط کشور تا مرکز پایتخت. گاهی یک خبر نه چندان مهم چنان برجسته می شود و چنان دقایق و ساعت ها و مدت ها زمان و مکان از رسانه را به خود اختصاص می دهد که گویی هیچ اتفاقی جز آن در این کشور رخ نداده و گاهی از کنار یک خبر مهم چنان می گذریم که انگار اصلا وجود نداشته است! کشته شدن یک کودک مظلوم در یک کشور مسلمان، حمله پلیس فلان کشور به مردمی که شعار آزادی خواهی می دادند،سرکوب مخالفان دولت در فلان کشور، آتش زدن کتاب مقدسی در کشوری دیگر، بی احترامی به ایرانیان در فلان کشور عربی، قتل یک ایرانی در کشوری متمدن و ده ها و صدها خبری که یکی یکی شان مهم و در خور نوشتن و برجسته سازی است گاهی تا مدت ها تیتر یک رسانه های کشور علی الخصوص تلویزیون ملی می شود آن چنان که در کنارش از اخبار مهم می گذریم. باز کردن بخیه صورت یک کودک توسط کادر یک بیمارستان در فلان شهر تا مدت ها خبر یک است و اعتراض ها و محکوم کردن ها و یادداشت ها و  آه و فغان ها که از کنارش برمی خیزد و جامعه بی تعهدی را محکوم میکند اما اقدام زیبای پزشک هموطن در نوشتن یادداشتی برای پرداخت هزینه یک بیمار نیازمند پشت نسخه او را انگار شوخی میپنداریم و جز در حد انتشار در شبکه های مجازی بهایش نمی دهیم. کشته شدن کودکان فلسطین و لبنان در نهایت مظلومیت را می نویسیم و برایش اعتراض می کنیم و تحصن و محکوم کردن هایمان تا مدت ها ادامه دارد اما قتل فجیع بعد از آزار وحشیانه کودک افغان توسط جوان ایرانی را حتی در حد خبر کوچکی در رسانه ملی هم بها نمی دهیم! زحمات چندین و چند ماهه مسئولین کشور و وزارت خارجه را برای رفع موانع ارتباطات بین المللی، حذف تحریم ها، رفع نگاه بدبینانه جهانی برای فعالیت های صلح آمیز هسته ای را که به حق از مهمترین دستاوردهای دولت بعد از انقلاب است را که همه کشور را تحت الشعاع قرار داده به راحتی با یک تیتر زیر سوال می بریم و با اولین مانع یا حتی چیزی که درست از آن سر در نمی آوریم به یک موضوع مبهم و نا امید کننده تبدیل می کنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است! همه حیف و میل ها و تخلفات مالی یک دولت را که آشکارا برای دستگاه قضا روشن شده و حتی متهمین و محکومینش در حال سپری کردن دوران محکومیت خود هستند را ندیده گرفته و دقیقا همان ارقام تخلف را به دولتی نسبت می دهیم که طی مدت فعالیتش با اوضاع وخیمی که تحویل گرفته توانسته قدم های موثری برای زدودن رنگ درد از سر و روی کشور بردارد. دو مورد اخیر متاسفانه در روزهای گذشته در رسانه ای که با نام و قدمش بایستی الگوی روزنامه نگاری حرفه ای باشد اما مدت هاست تبدیل به رسانه نق زن و نومید کننده شده است شاهد بوده ایم و قطعا هم تمام شدنی نیست و نخواهد بود. اما چرا؟ چرا برخی از ما با داشتن نام ایرانی و افتخار به ملیت و التزام به کشور و هویتمان فراموشمان می شود که روزنامه نگاری و فعالیت رسانه ای بی تعهد به بیان حقیقت پشیزی نمی ارزد؟! چرا جز تیترهای جنجالی غیر واقعی حرفی برای گفتن نداریم؟ چرا همیشه اصل را فدای فرع می کنیم و حاشیه را به پای اصل به قربانگاه می کشانیم؟ تا کی قرار است نبینیم و نشنویم و از اینور و آنور بام سقوط کنیم؟ چرا نمی توانیم یک مدت کوتاه هم که شده بی حاشیه بی جنجال بی دروغ های شاخدار بی نسبت های ناروا زندگی کنیم و فقط حقیقت را رسانه ای کنیم حتی اگر خلاف مشی و روشمان باشد؟ زیستن در سرزمینی که رسانه هایش جز حقیقت و جز با انصاف ننویسند و نگویند آرزوی زیاد بزرگ و عجیبی نیست.کاش بگذارند به آرزوهایمان برسیم.