اصفهان: پایگاه ممتی، نایین/ حضور جناب آقای بیژن نوباوه ‌خبرنگار و جهادگر عرصه فرهنگ و هنر در نایین

حضور جناب آقای بیژن نوباوه ‌خبرنگار و جهادگر عرصه فرهنگ و هنر در نایین، خانه تاریخی فاطمی…

بیژن نوباوه
نوباوه: جذابیت های توریستی شهر نایین آنگونه که باید به جهانیان وحتی ایرانی ها معرفی نشده است…
عکس: رضا شاطریان محمدی

اصفهان: پایگاه ممتی، نایین/ مَلَچو، کهورک یا جغجغه (نام علمی: Prosopis farcta)…

مَلَچو، کهورک یا جغجغه (نام علمی: Prosopis farcta) نام یک گونه از سرده کهور است.

مَلَچو

مَلَچو، کهورک یا جغجغه (نام علمی: Prosopis farcta) نام یک گونه از سرده کهور است.

کهورک( در زبان محلی نایین، مَلَچو) گیاهی است چند ساله، بوته‌ای، به ارتفاع ۳۰ تا ۱۰۰ سانتی‌متر که با بذر تکثیر می‌یابد. کهورک خاصّ مناطق گرم و خشک (از جمله جنوب ایران) است و موسم گلدهی این گیاه اردیبهشت تا خردادماه است. میوهٔ آن غلافی به رنگ قهوه‌ای تیره، تخم‌مرغی شکل خمیده که بذرها در زمان رسیدگی و خشک شدن در داخل این حفره‌ها به‌صورت آزاد وجود دارند و هنگام حرکت دادن صدا می‌دهند از اینرو به آن جغجغه نیز می‌گویند.

مَلَچو، جغجغه یا کهورک

خصوصیات گیاهشناسی:

گیاه جغجغه یا کهورک، گياهى چندساله، بوته ای، به ارتفاع ۳۰ تا ۱۰۰ سانتىمتر است که توسط بذر تکثير مى يابد. ساقهٔ اين گياه پيچيده، خاردار و کرکدار است.

برگ ها مرکّب، شامل ۳ تا ۵ جفت تقسيمات شانه اى که هر بخش داراى ۸ تا ۱۲ جفت برگچه است. برگچه ها کوچک، تخم مرغى شکل يا خطّی، عريض و کشيده که سطح زيرين آن کرکدار است.

گل آذين خوشه مانند، استوانه اى شکل، تا ۷ سانتیمتر طول، محوری، داراى دمگل اصلى و شامل تعداد زيادى گل (حدود ۵۰ گل سفيدرنگ)، کوچک و به اندازهٔ ۲ ميلیمتر که بدون پايه هستند، می باشد.

ميوهٔ آن نيام، به رنگ قهوه اى تيره، قطور، تخم مرغى شکل تا مستطيلی، خميده و داراى سطحى ضخيم و چرمى و شامل حفره اى اسفنجى که بذرها در زمان رسيدگى در داخل اين حفره ها به صورت آزاد وجود دارند.

موسم گلدهى اين گياه ارديبهشت تا خردادماه است.

شرایط محیط رشد:

گياه مذکور خاصّ مناطق گرم و خشک است و مقاومت خوبى به شورى دارد. از علف هاى هرز زمين هاى آيش، باير، مراتع و اراضى مزروعى و محصولات تابستانه بوده و مى توان از آن به منظور جلوگيرى از پيشروى شن هاى روان استفاده کرد.

تکثیر:

تکثیر گیاه جغجغه یا کهورک توسط کشت بذرهای آن صورت می گیرد.

خواص درمانی:

طبق تحقیقات برگ و میوه این گیاه حاوی ۶۸ درصد پروتئین است

از گل های آن برای جلوگیری از سقط جنین استفاده میشود و خاصیت پاک کنندگی دارد

قسمت های گوشتی بین دانه ها در میوه برای درمان آسم روماتیسم و لکه های پوستی استفاده میشود

از جوشانده میوه و ریشه گیاه کهورک برای درمان افراد دیابتی استفاده میشود

معمولا از میوه های خیس خورده کهورک در آب برای درمان بعضی بیماری های کلیوی و ادراری استفاده میشود

میوه و بوته این گیاه بصورت پودر شده برای درمان زخم ها استفاده میشود

این گیاه بی نظیر باعث درمان گرفتگی عضلات ناشی از استرس کاهش فشارخون، قندخون، درد قفسه سینه  و … می شود.

کاربرد های صنعتی:

 از خمیر چوب این گیاه در صنایع کاغذ سازی استفاده میشود

ريشه اين گياه خاصيت رنگرزی دارد و بيشتر در دباغی  و رنگ كردن پوست استفاده می شود.

همچنين دانه های اين گياه نیز پس از سوزندان جهت ضدعفونی پوست ها استفاده میشود.

منبع: کتیرا

نویسنده مطلب Hamideh.v :

کپی برداری با ذکر منبع بلامانع می باشد.

اصفهان: پایگاه ممتی، نایین/ شاعرانگی یک هم‌ولایتی…

شاعرانگی یک هم‌ولایتی

به بهانه چاپ مجموعه شعر (شاید که تو باشی) جواد توکلی محمدی

شاید که تو باشی

هرگونه آفرینش هنری، علاوه بر دانش مرتبط با آن، وابستگی مطلقی نیز به استعداد ذاتی خالق آن دارد؛ به‌عبارت‌دیگر در خصوص شعر اگر کسی واقعاً چیزی برای گفتن دارد، صرف ردیف کردن واژه‌ و قافیه و رعایت عروض نیست و قریحه و طبع (استعداد ذاتی) نیز لازمه اصلی آن است. البته که هیچ استعدادی هم بدون ممارست و آزمون‌وخطاهای طاقت‌فرسا به بار نخواهد نشست و سرچشمه‌اش جوشان نخواهد شد. شاعر و واژه‌ها، محتاج یک بده بستان دائمی هستند؛ به عبارتی هر آفریننده‌ی هنری لزوماً به ابزار کار خودش وابسته است. ازاین‌روست که اگر اثر هنری توسط مخاطب خوب درک شود، باید بپذیریم که خوب هم بیان‌شده است.
نقد کلی و تلگرامی مجموعه شعر (شاید که تو باشی) صرفاً باهدف معرفی این کتاب است؛ مجموعه‌ای روان که حاصل کار (جواد توکلی محمدی) شاعر خوش استعداد هم‌ولایتی است. شکی نیست هنرمند واقعی از هرگونه سخن سالوسانه و یا غیرمنصفانه رنجیده خواهد شد و این در مورد (توکلی) نیز حتماً صدق می‌کند. نگارنده نیز چنین قصدی ندارم. بدیهی است در نقدی سخت‌گیرانه متوجه می‌شویم هنوز پختگی لازم در سروده‌ها به وجود نیامده و یا چکش‌کاری لازم روی ابیات صورت نگرفته و یا حتی ویراستاری خوبی ندارد و یا از دغدغه‌های اجتماعی زمان خودش تهی است. چه کسی است نداند شاعری که علوم ادبی را خواه به معنای سنتی، خواه به معنای امروزی نداند، از جهت خودآگاهی هنری و حتی فنی رشد نخواهد کرد و ای‌بسا در اوج استعداد ذاتی هم تبدیل به هنرمندی (شاعر) فراموش‌شده و یا دولتی شود؛ اما به یاد داشته باشیم رسیدن به این خودآگاهی که اوج توانایی یک هنرمند است در پله‌های اول به‌سادگی میسر نیست. پس با متر و معیار نقد بر یک اثر از شاعری صاحب سبک و ادیبی بزرگ، اثر پیش‌گفته را نمی‌توان و نباید داوری کرد؛ اما در اندازه‌های واقع‌گرایانه شاعر به‌خوبی از پس‌کار برآمده و زبان و بیان شعری و اندیشه روشن را، دو محور اساسی مجموعه عاشقانه – عارفانه (شاید که تو باشی) خویش قرار داده است و گاه حتی مفاهیم را تا مرز شگفت‌آوری بارور ساخته است. “موی سر کردی سفید ای بینوا آماده‌باش – بر سر ویرانه تن برف سنگین آمده “البته که ازاین‌پس سخت‌کوشی و خویشتن‌کاوی راه پیشرفت این شاعر جوان خواهد بود و حسب اینکه شعرای بزرگ ما ادبای بزرگی نیز بوده‌اند، آموختن دائمی نیز سازوکار اصلی شاعر خواهد بود. بی‌تابی شاعر جوان در بیان (عاشقانه عارفانه‌اش) به شکل وجدآوری در بعضی از ابیات خودنمایی می‌کند و چه خوب در مقدمه کتاب “وقتی‌که مرا هیچ‌کسی تاب نیاورد – شعر آمد و در چند غزل مختصرم کرد” را آورده است. همچنین شاعر توانسته اجزای سه‌گانه‌ی هنر یعنی: آفرینش بدیع، مضمون و شکل یا فن سخن را تا حد ممکن هماهنگ کند.”گر زنم چنگی به زلفش می‌زند چنگی به دل – ور نه چنگی ساز تو بی تار زلفش ساز نیست” البته انتخاب سبک کهن غزل شمشیری دوسویه است و امیدوارم انتخابی آگاهانه باشد. در شعر جدید شاعر اندیشه خود را در ظرف زبان عصر خود می‌ریزد و شاید کمی سهل‌تر مقصودش را به مخاطب انتقال می‌دهد، اما شعر کهن یعنی عبور و یا ماندن در دایره وسیع شعرای نامدار که اگر نگویم ناممکن، کاری است بس طاقت‌فرسا؛ و این بدان معنی است که شاعر درعین‌حال که باید نواندیش باشد، نیاز دارد دائم مراقب سبک و گونه اثر هم باشد تا تعابیر، کنایات، صور و استعارات و تشبیهات شاعر که تاروپود زبان شعری اوست در هم نریزد.” چه خوب شد که به دستم جواد واعظ شهر – چو دید شیشه می دست ازسرم برداشت” نوآوری و خلاقیت بی‌تردید در وجود مخاطب رسوب می‌کند، همچنان که مضمون شعر، فن، ترکیب، نوع و موضوع شعر نیز رسالت و پیام شاعر را روشن می‌کند و نقش اجتماعی آن را قوت می‌بخشد و خالق شعر را در ذهن مخاطب ماندگار می‌سازد.”بس که با عشق تو آمیخت به هم جان و تنم – مانده‌ام این تن رنجور تویی یا که منم”به نظر می‌رسد شاعر هم‌ولایتی ما آگاهانه بر بسیاری از اصول فائق آمده و در حد بضاعت، چفت‌وبست‌های آغازین کارش را به‌درستی استوار کرده است. درهرصورت، نگارنده این ورود به هنگام و هنرمندانه را به فال نیک می‌گیرم و امیدوارم (توکلی) این راه سخت و نه صعب را با همه مصائب و مشکلات دنیوی‌اش، همچنان بی‌تاب و مجدانه پیش گیرد و بپاید.

نوشته شده توسط: ناصر طالبی نژاد

اصفهان: پایگاه ممتی، نایین/سربلندم به وجودت، پدر…

سربلندم به وجودت ، پدر

پدر

تو فقط یه اسم نیستی که توی شناسنامه جا گرفته باشی..تو همه معنای بودنمی..هویتمی..اصالتمی..تکیه گاهمی..محرم اسرارمی..امین و مشاورمی..امیدمی..دلیل نفس کشیدنمی..انگیزه حال خوشمی..خیالم راحته وقتی میگی: نترس..من عین کوه پشتتم و ایمان دارم که هر زلزله ای بیاد این کوه تکون نمیخوره..

افتخارم نام توئه وقتی یه شهر ازت به خوبی یاد میکنن..جوانمردیت..صبرت…وسعت دلت و بلند نظریت مایه غرورمه..کاش میتونستم یه ذره مثل تو خوب باشم..کاش میشد کمی از همه بزرگی و زحمتاتو جبران کنم..کاش میشد

همه وجودم فدای تارهای موی سیاهی که برای خوشبختی و موفقیت ما سفید کردی..

عاشقتم بابایی

روزت مبارک