پایگاه ممتی، نایین/ تلنگر…

تلنگر

تلنگر…

وقتى می شود دقایق عمرت را با آدم هاى خوب بگذرانى، چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایى کنى که با دل هاى کوچکشان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزى هاى بچه گانه اند، یا مدام براى نبودنت، براى خط زدنت تلاش مى کنند؟! نه! همیشه جنگیدن خوب نیست! من همیشه جنگیده ام تا چیزى را عوض کنم، اما این روزها فهمیده ام که با آدم هاى کوته نظر نباید جنگید، فهمیده ام براى اثبات دوست داشتن نباید جنگید، براى به دست آوردن دل آدم ها نباید جنگید، براى اثبات خوب بودن نباید جنگید، این روزها نسخه فاصله گرفتن را مى پیچم براى هر کسى که رنجم مى دهد، از آدم هایى که زیاد دروغ مى گویند، فاصله می گیرم، از آدم هایى که زیاد ظلم می کنند، فاصله می گیرم، از آدم هایى که حرمتم را نگه نمی دارند،  فاصله می گیرم، با حقارت برخى آدم ها و دل هایشان نباید جنگید! باید نادیده شان گرفت، و گذشت… و بخشیدشان؛ نه براى این که مستحق بخشش اند.  براى این که من مستحق آرامشم….

در آخرین روزهای پایانی سال…

روزهای پایانی سال

در آخرین روزهای پایانی سال…
اگر آماده اید، با ما در دل تکانی آخر سال، همراه شوید. باور کنید دنیا کوتاه تر از آنی است که ما فکر می کنیم. عمرما چون بهار است و لاجرم خزان در پی آن. پس فرصت ها را غنیمت بشمارید و عمرتان را چون بهار سبز و بارور کنید. بس است دیگر؛ تا به کی می خواهید حسرت روزهای گذشته را بخورید، در نگرانی آینده و روزهای نیامده کمر خم کنید؟ باور کنید فاصله خوشبختی با بدبختی به اندازه یک تار موست. حس سرزندگی بهار را به عاریه بگیرید و برخیزید. بخندید و بخندید و بخندید و باز به مشکلات بخندید، چون بهارید و قصد دارید رو سیاهی زمستان روزگارتان را با زغال های خاکستر شده برای همیشه بسوزانید. بيائيد بهاري شويم، بهاري بيانديشيم، بهاري فکرکنيم، بهاري بخوانيم وبنويسيم بهاري ذهن و انديشه و باور خود را آرايش و ويرايش کنيم. امسال سعی کنید در خانه تان به جای خانه تکانی دل و روح تکانی به پا کنید. نگاه تان را سبز کنید و عطر بهاری به دل هایتان بزنید. همسر و فرزندانتان، پدر ومادر، خواهر و برادر، دوستان وآشنایانتان را با نگاه سبزتان بنگرید دل از چرکین زخم ها بشوئید و ذهن تان را از سهمگین خاطرات تطهیر کنید تا بتوانید آنها را ببخشید و دوست داشته باشید.

بیشتر بخوانید

دلنوشته/ زود قضاوت نکنیم…

زود قضاوت نکنیم
زود قضاوت نکنیم…
چند وقت پیش یه کتاب پیدا کردم که فقط ۵ صفحه ازش رو وقت کردم بخونم اسمش فلسفه ایران و باستان نوشته دینشاه ایرانی بود توی همون ۵ صفحه اومده بود دلیل زرتشت رو برای رواج این جمله «اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک » بیان کرده بود می گفت زرتشت بر این معتقد بوده که رفتار و کردار نیک زمانی به وجود میاد که آدم خودش خواسته باشه وگرنه مناسک مذهبی شاید بتونه یه حالت معنوی ایجاد کنه ولی نمی تونه یه رفتار خوب رو تا خود شخص نخواد در اون به وجود بیاره. یه جورایی می خواست ظواهر رو از بین ببره به نظر من دین برای رواج اخلاقیات به وجود اومده و همین مراسم و اعمال مذهبی علاوه بر جنبه آموزشی یه حالت یادآوری دارند.اگه همه راه مستقیم رو بلد بودن دیگه احتیاجی بهش نبود.نه تنها یاد میده بلکه اگه زمانی خواستیم از این راه منحرف بشیم ما رو نگه داره ولی یه موقع ها همین اعمال تبدیل میشن به یه عادت که هیچ چیز رو دیگه یادآوری نمی کنن فقط یه ظاهر از دین باقی می مونه و دین پشت همین ظواهر گم میشه اون موقع با رفتارشون دین رو هم زیر سوال می برن که اگه واقعا تو این اعمال رو انجام میدی پس کو اخلاقیاتی که توی دینت ازش صحبت میشه با این حساب من فکر می کنم صرفا انجام اعمال دینی یا خود دین نباید معیار سنجش آدما باشه. شاید کسی باشه که اعمالشو به خوبی انجام نده یا حتی یه دین متفاوت داشته باشه ولی درست پایبند به اخلاقیات باشه
پس هر کسیو باید با خودش سنجید با انسانیتش با کارایی که میکنه. زود قضاوت نکنیم

عوام فریبی- مردم فریبی…

عوام فریبی

عوام فریبی- مردم فریبی…
«عوام فریبی» یا «مردم فریبی» عبارتست از اغوای خلق از طریق دادن مواعید و شعارهای فریبنده و دروغین. عوامفریب کسی است که ادعای او دروغ با وعده های بی پایه و بدون پشتوانه، با تحریف حقایق سعی می کند مردم را به سوی خود بکشد و موافقت، تحسین و پشتیبانی آنان را جلب کند. آوردن نمونه برای نشان دادن مفهوم عوامفریبی زائد است. هدف همان طور که گفتیم اغواء مردم است از راه سخنان فریبنده، کاهی را کوهی جلوه گر ساختن و وعده های سرخرمن دادن. نمونه دیگر عوامفریبی که در داخل توده ی مردم زیان بسیار به بار می آورد اغوای مردم از طریق دادن شعارهای به ظاهر مثبت و فریبنده، ایراد سخنان به ظاهر حق طلبانه ولی بی محتوا است که هدف آن هم جلب موافقت مردم تنها به اتکاء همین فریبندگی جملات دروغین بدون پشتوانه عمل واقعاً مثبت پیگیر و اصولی است. اینجاست که عوامفریبی کارساز کار دیکتاتوری ، استثمار و سرمایه داری است. در این نوع از مردم ستیزی، اولین حربه اصلی ایجاد تفرقه و شیوع نزاع های مردمی علیه خودشان است. باور اصلی رویکرد عامه گرا، باور به مردم و عامه آنان است و در اساسنامه و مرامنامه خود همواره بدنبال تحقق منافع کوتاه و میان مدت مردم بوده و از مشارکت خود ایشان درجهت تلاش و تمهید زمینه های توفیق، توسعه و سعادت کنونی و آتی آنان بهره می گیرند. و در عین حال از عوام زدگی فاصله می گیرند. درهمین راستا صاحبان فکری این رویکرد با داعیه هدایت مردم، عمدتا از بطن توده های مردم جدا شده و با بیگانگی فکری و اجتماعی با مردم به نوعی جدایی از مردم میل یافته و در نهایت با تک افتادگی و حرکت بی پشتوانه، دستخوش نوعی تجرد، توهم و انتزاع اندیشی شده و به اصطلاح مشکلات مردم را درپشت درهای بسته به چاره جویی می نشینند.

عصر مدرنیسم…

A Trip Through The Heart Of Central Iran 25 Years After Khomeini's Death

عصر مدرنیسم…
در بسیاری از خانواده ها که به اصطلاح پول پارو می کنند به دلیل مدگرایی به تعداد بچه ها کامپیوتر دارند شاید برخی از این دستگاه ها هیچ گاه روشن نشوند (فقط دکور هستند) و در عوض جوانانی هستند به قول معروف خدای کامپیوتر، دانشجو و نیاز شدید به این وسیله دارند و برای یک کامپیوتر له له می زنند اما از داشتن آن محرومند؟! هر روز که می گذرد به جای اینکه از برخی رسم و رسوم عارضی و بی اساس فاکتور گرفته شود و حذف شوند تشریفاتی جدیدتر وارد عرصه این مسابقه مد می شوند و خوشا بحال مبتکران و ابداع کنندگان این طرح های نو که خستگی ناپذیرند!!! مراسم عزا که بدتر از عروسی است خانواده ای که عزیزی را از دست می دهد از همان لحظه اول زمانی که هنوز مرده کفن نشده و تشییع نشده است باید به فکر مخارج و… باشند صاحب مرده بیچاره فکر عزیز از دست رفته از یک طرف و فکر برگزاری مراسم و تمهیدات شام و ناهار آنچنانی از طرف دیگر، میهمانی های آنچنانی و تشریفاتی و… هم بماند. چه خوب می شد مثل گذشته انسانها بدون قید و بند و بدون هیچگونه تشریفات و تجملاتی، در کمال سادگی، صداقت، صفا و صمیمیت با همدیگر همکاری داشته همدلی می کردند، مشکلات همدیگر را حل می کردند نه اینکه با رفت آمدهای آنچنانی بر مشکلات یکدیگر بیفزایند. ای کاش انسان ها در زمینه اخلاقیات، پیشرفت و تعالی و امورات مثبت از همدیگر پیشی گرفته و خود صاحب فکر و اندیشه مستقل باشند، تا بلکه آرامش و آسایش روحی و روانی به خانواده ها باز گردد. در مجموع اختلال عاطفی در اصول اخلاقی و به هم خوردن جایگاه ارزشها و دگرگونی در هنجارهای اجتماعی عامل خلأ عاطفی و بیماری عصر مدرنیسم است.