طنز/ در باره خَر…

درباره خر

طنز/ در باره خَر…
اسم تشریفاتی خر ، الاغ می باشد و در مراسم ها با این عنوان از او نام برده می شود ، خر مانند گاو هیچ گاه سرش را پائین نمی اندازد و با توجه به این ویژگی ، هیچ کس نمی گوید : مانند خر سرش را پائین انداخت و وارد شد… من نمی فهمم چرا می گویند خر حیوان نفهمی است و چرا در قفس هیچ کسی خر نیست و نمی دانم چرا واژه خر در دعواها و عصبانیت اینقدر کاربرد دارد؟ خر چون حیوان نفهمی است ، بعضی وقت ها ، خر تو خر می شود و بعضی ها خودشان را به خریت می زنند، انگاری مغز خر خورده اند…

طنز/ خواب سرِ کلاس…

خواب سر کلاس

طنز/ خواب سرِ کلاس…
با طنز خواب سرِ کلاس… به استقبال سال تحصیلی ۹۴ – ۹۵ برویم
«اﮔﻪ ﺳﺮِ ﮐﻼﺱ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪ ﭘﺲ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧد !»

سروش صحت در برنامه خندوانه

معرفی سروش صحت در برنامه خندوانه توسط اکبر عبدی

به گفته اکبر عبدی جوون های شهرستانی غُر نزنن!

“این را برای جوون هایی میگم که بعضی وقت ها توی شهرستان ها غر میزنن! از وسط کویر یعنی از نایین شما فکر کنین یه جوونی بیاد و اینقدر خودش را ثبت کنه و اینقدر خودش را بیاره بالا که الان پیشکسوت کار کمدیه، چه در نوشتن، چه در کارگردانی و چه در بازیگری …”

با تشکر از اکبر عبدی، رامبد جوان


در صورتی که ویدئو را نمیتوانید مشاهده کنید از اینجا دانلود کنید.

قصه های ولایت : اوتول…

ناصر طالبی نژاد

اوتول…         قصه ای از : ناصر طالبی نژاد
زندگی صحنۀ یکتای هنرمندی ماست، هرکسی نغمۀ خود خواند و از صحنه رود، صحنه پیوسته بجاست، خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.
قصه و روایات مستند گونه‌ای که طی چند سال گذشته در این نشریه و نشریات دیگر در خصوص چگونگی ورود اولین پدیده‌های عصر جدید به ولایتمان (نایین) توسط نگارنده قلمی شده؛ عمدتاً چون همین روایتی که خواهد آمد، برگرفته از یاد و خاطرات استاد حسین سلطانی محمدی (دایی نگارنده) بوده که چندی پیش رخت از جهان بربست و رخ در نقاب خاک کشید. روحش شاد و یادش ماندگار.

حسین سلطانی محمدی

اگه از من بپرسی- می گم نه! صدبار هم بپرسی، جوابم همینه؛ آخه پسرهِ ناقص عقل، مگه می شه به چهارتا تیکه آهن و سیخ و میخ اعتماد کرد؟ بگو دُرشکه مش رضا چه عیب و ایرادی داره که این‌طورهوایی شدی؟ قول می دم آفتاب روز هفتم نزده بِرسی شاه عبدالعظیم. چابک‌ترین قاطر و الاغ ولایت، مال مش رضاست. مطمئن باش هم به‌موقع می‌رسی وهم کار خلاف شرع نکردی! با گوش‌های خودم شنیدم که حاج شیخ علی رو منبر گفت: سوارشدن این قارقارک‌های ساخت اجنبی کُفره – حرومه! گفت با این النگ‌ و دولنگ‌هاست که می خوان دین و ایمون جوون‌های ما رو بگیرن. شتر و قاطر والاغ را رب‌العالمین برا چی آفریده؟! تو هنوز جُره ای، خیر و صلاح خودت رو نمی‌فهمی! حاج‌ شیخ علی گفت: خبر داره ماشین ‌دودی‌هایی که همین بی‌دین و ایمون آوردن تهرون به بهانه رسوندن مردم به شاه عبدالعظیم تا حالا چند نفر زائر و نماز خون خدا رو زیر گرفته و کشته. الله‌اکبر… نمی دونم چرا این بشر دو پا نمی فهمه نباید توکار خدا دخالت کنه. ببین چطوری منو وادار می‌کنی معصیت کنم و حرف‌های نامربوط بزنم. تو ساده ‌دلی و اسیر وسوسه رفقای نابابت شدی؛ مگه اونهایی که گیوه شون رو زیر بغلشون گذاشتن و چهارتا تیکه نون خشک و پیاز دستشون گرفتن و راهی زیارت و سیاحت و کار شدن تا حالا بلایی سرشون اومده. می خوای فردا در و همسایه بگن پسر سید عبدالرضا آلت دست چند تا ازخدا بی‌خبر شده و سوار اوتول شده؟! گفته باشم- به علی قسم! اگه بشنوم سوار این وسیله اجنبی ساز شدی دورت رو خط می‌کشم و عاقت می‌کنم؛ اگه …  (ادامه صفحه بعد)

بیشتر بخوانید